معرفی وبلاگ
صفحه ها
دسته
پایگاه های مهم
سخن روز
دوستان وبلاگی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 230551
تعداد نوشته ها : 151
تعداد نظرات : 62
Rss
طراح قالب
GraphistThem272

1ـ مظلومیت تاریخی زن که با ظهور اسلام، آموزه‏های زندگی‏بخش آن و اقدامات حمایتگرانه رسول خدا(ص) رو به سوی دگرگونی و بهبود می‏رفت، متأسفانه با رحلت آن حضرت و خانه‏نشینی اهل بیت علیهم‏السلام تداوم یافت و آرا و نظریه‏های تحقیرکننده زن در قالب حدیث و نقل، توسط جاعلان و حدیث‏پردازان نشر یافت.
اهل بیت علیهم‏السلام و عالمان روشن‏ضمیر در طول تاریخ از حقوق انسانی زن دفاع کردند ولی هجمه و یورش ستمگرانه منحرفان چنان فراگیر و
گسترده بود که بر دفاع رهبران دینی غلبه یافت و زن همچنان تحقیرشده و مظلوم باقی ماند.
2ـ در عصر اخیر، زن مسلمان از دو سو مورد ستم واقع شد. از یک سو، متحجران خشونت‏طلب حضور اجتماعی زن را خلاف شرع قلمداد
می‏کردند و خواهان خانه‏نشینی کامل زن بودند؛ از دیگر سو، مدعیان دفاع از آزادی و برابری زن، او را به حضور بی‏باکانه و پرده‏درانه دعوت می‏کردند، چنان که نفی قید و بندهای حیا، عفت و دینداری را برای به دست آوردن آزادی و برابری لازم شمردند! این دو باور و پنداشت متأسفانه مانند دو لبه قیچی، در عین ناهمگونی ظاهری، در دور کردن زنان از اسلام و دینداری و معنویت، متحد و همداستان بودند.
پیش از انقلاب، رژیم ستمشاهی در ایران پرچم دفاع از حقوق و آزادی زنان را برافراشته، کشف حجاب و نفی حیا، عفت و دینداری را اولین
اقدام برای رساندن زنان به حقوق خود قرار داد. برخی دینمداران که تصوّر درستی از دین و ارزش‏های دینی نداشتند نیز در جهت مقابل، زنان را به پرده‏نشینی و دوری از حضور اجتماعی دعوت کرده، آنان را شایسته تصدی مسئولیت، مشاوره دادن، انتخاب کردن و انتخاب شدن نمی‏دانستند.
در این اوضاع امام خمینی(قدس‏سره) پرچم انقلابی را برافراشت که در صدد برپایی قسط و عدل و زدودن ستم از همه اقشار از جمله نفی
ستم بر قشر زن بود. افکار ناب، استوار، منطقی و روشنگر امام در همه زمینه‏ها از جمله در مورد حقوق و شخصیت زن چنان جذاب بود که همه اقشار از جمله زنان بدان جلب شدند و در صحنه‏های جهاد و مبارزه و تظاهرات میلیونی علیه رژیم شرکت کردند، نیز با حضور خود دست رد به سینه فرهنگ جاهلی طاغوت و افکار متحجران زدند.
3ـ دستیابی بر حقوق زنان از برنامه‏های مهم امام و انقلاب پس از پیروزی بود. ابتدا این مهم در مجلس خبرگان قانون اساسی جلوه نمود.

اصل بیستم قانون اساسی چنین تصویب شد:
«همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت
موازین اسلام برخوردارند.»
قانون اساسی توسط خبرگانی تصویب شد که بسیاری از آنان شاگردان و پرورش‏یافتگان محضر و مکتب امام بودند، به همین جهت افکار
تحجرگرایانه یا غرب‏نمایانه نتوانست در آن مجلس جایگاهی بیابد و کاری از پیش ببرد.
به عنوان نمونه هنگام تصویب اصل 115 مربوط به شرایط ریاست‏جمهوری به عنوان دومین مقام رسمی کشور ـ بعد از رهبری ـ بعضی از
خبرگان معتقد بودند که باید تصریح شود رئیس‏جمهوری از مردان انتخاب گردد. در مقابل عده‏ای دیگر این قید را لازم نمی‏دانستند و تصدی این پست توسط زنان از نظر آنان اشکال شرعی نداشت. خانم منیره گرجی تنها نماینده زن مجلس خبرگان استدلال کرد که منصب ریاست‏جمهوری با وجود ولی فقیه در رأس هرم حکومت، امامت محسوب نمی‏شود تا برای زنان ممنوع باشد. در نهایت در آن جلسه ابتدا اصل مذکور بدون تصریح بر این قید به صورت زیر تصویب شد:
«رئیس‏جمهور باید ایرانی‏الاصل، تابع ایران، دارای مذهب رسمی کشور و مروّج آن، مؤمن به مبانی نظام جمهوری اسلامی ایران و دارای حسن
سابقه و امانت و تقوا باشد.(1)»
گرچه در مشروح مذاکرات از مخالفت با حذف قید «بودن از مردان» چیزی ثبت نشده ولی ظاهرا مورد اعتراض بعضی از نمایندگان واقع شد
به طوری که یکی از خبرگان در حال خروج از آن جلسه معترضانه می‏گوید: معلوم می‏شود این مجلس احکام مسلّم اسلام را هم قبول ندارد.(2)
ظاهرا به خاطر همین مخالفت‏ها در تصویب نهایی در جلسه عصر همان روز اصل مذکور به صورت زیر به تصویب نهایی می‏رسد:
«رئیس‏جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد: ایرانی‏الاصل، تابع ایران، مدیر، مدبّر، دارای
حسن سابقه و امانت و تقوا، مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور.(3)»
4ـ تصویب اصل 115 به صورت بالا نشان از پیشرفت چشمگیر افکار ناب و روشنگر امام در برابر دیگر نظریات دارد. اما در همان زمان
بزرگانی به نمایندگان محترم مجلس خبرگان رهنمود علمی می‏دهند که از نظر اسلام ورود زنان به عنوان نماینده به مجلس شورای اسلامی مشروعیت ندارد زیرا یا نمایندگی از باب ولایت است که آنان ولایت ندارند یا از باب مشورت که اخبار نهی‏کننده از مشورت با زنان در امور سیاسی ـ ولایی آنان را شایسته این منصب نمی‏شمارد.(4) در چنین فضایی نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی حتی در مورد منصب ریاست‏جمهوری بر ممنوع بودن تصدی آن توسط زنان اتفاق نمی‏کنند و با آوردن واژه «رجال مذهبی و سیاسی» مطلب را اجمالاً مطرح می‏کنند و دفتر بحث در این مورد را باز نگه می‏دارند تا در آینده با بحث‏های عمیق‏تر نظری و پیدا شدن زمینه‏های اجتماعی، بتوان تکلیف آن را روشن کرد. شهید بهشتی نایب رئیس مجلس خبرگان پس از تدوین این قانون می‏گوید:
«در اینکه خانم‏ها می‏توانند رئیس‏جمهور باشند یا خیر، در میان فقها، چه در میان مراجع و چه در میان فقیهان مجلس خبرگان، نظر یکسانی وجود
نداشت. عده‏ای آن را منطبق با موازین اسلام می‏دانستند و عده‏ای نمی‏دانستند. قانون اساسی ناچار بود مطابق با رأی اکثریت دو سوم کل نمایندگان، که تقریبا به صورت معدل نمایشگر رأی اکثریت دو سوم مردم ما باشند، تنظیم شود تا پشتوانه اسلامی و اعتقادی و دینی آن محکم باشد و چون رأی نیاورد، متن به صورتی تنظیم شد که ان شاءاللّه‏ در آینده اگر این بینشی که می‏تواند گسترده‏تر شود حمایت دو سوم مردم را به دست آورَد، آن وقت راه برای این منظور هموار شود. دقت بفرمایید خواهران! شما می‏دانید که عملاً و برای مدت طولانی، جامعه ما وقتی می‏خواهد رأی بدهد و انتخاب بکند، به آن مرحله‏ای که خواهری برای تصدی این گونه سمت‏ها فرصت و رأی کافی را به دست بیاورد نمی‏رسد. این مسئله‏ای است که از نظر زمان با آن روبه‏رو خواهیم بود. این بود که اصل به این صورت تنظیم شد. ابتدا اصل را طوری تنظیم کرده بودند که صریحا می‏خواست بگوید از نظر اسلامی بانوان نمی‏توانند رئیس‏جمهوری شوند که این رأی نیاورد، چون آرای مخالف حتی از فقهای حاضر در جلسه زیاد بود. بنابراین به این صورت در آمد که قانون اساسی به بن‏بست کشیده نشود ولی معلوم باشد که این مسئله در روند زمان باید همچنان مورد توجه قرار بگیرد و همه خواهران و برادران به این اهمیت بدهید که قانون اساسی شما قانونی باشد که لااقل از طرف دو سوم مردم‏تان مورد حمایت قرار گرفته باشد. این خیلی مهم‏تر است.
این مطلب را کمی توضیح می‏دهم. سنت، بیانگر قرآن است. سنت، باطل‏کننده قرآن نیست ولی بیانگر قرآن است. در قرآن کریم آیه‏ای که
با صراحت امکان ریاست‏جمهوری یک زن را نفی کند نداریم. به همین دلیل برخی از صاحب‏نظران فقیه در مجلس هم این مطلب را نمی‏پذیرفتند. چند روایت داریم که مفاد آنها فرمانروایی و زمامداری را از زن سلب می‏کند. منتها این روایات ضد قرآن نیست تا یکباره در باره آنها تصمیم بگیرند و بگویند آنها را کنار بگذاریم. در قرآن این مسئله نه نفی و نه اثبات می‏شود، یعنی نه در قرآن آیه‏ای هست که با صراحت و دلالت کافی بگوید که زن نمی‏تواند زمامدار باشد و نه در قرآن آیه‏ای هست که با صراحت بگوید زن می‏تواند زمامدار باشد. اگر در قرآن آیه صریحی داشتیم که می‏گفت و تصریح می‏کرد که زن می‏تواند زمامدار باشد، آن وقت احادیث از اعتبار می‏افتاد. حدیث مخالف قرآن، اعتباری ندارد. ولی وقتی در باره مسئله‏ای در قرآن با صراحت بحثی نمی‏شود آن وقت نوبت به روشنگریِ سنّت می‏رسد.
دقت بفرمایید! ما می‏گوییم در جامعه زن و مرد وجود دارد. مسلّما، و نه منحصرا، مرد می‏تواند این سمت را بپذیرد. برای پذیرش او نه
در کتاب منعی هست و نه در سنت. به این ترتیب قدر مسلّم این است که مرد می‏تواند این کار را بکند. آنچه در آن سؤال هست این است که آیا زن مسلمان هم می‏تواند رئیس‏جمهور باشد یا خیر؟ چرا این سؤال وجود دارد؟ به دلیل این روایات. قرآن نفی‏کننده آن نیست. در قرآن نسبت به این قسمت، نه راجع به مرد و نه راجع به زن، نصّی وجود ندارد. در باره نفی زمامداری مرد مطلبی نیست و بنابراین تکلیف مرد روشن می‏شود. اما راجع به زن، چون بعضی از روایات هست، یک سؤال و یک ابهام به وجود می‏آید که باید آن را فقیهانه روشن کرد نه با احساسات، که ان شاءاللّه‏ در آینده برای شورای فقها مسئله حل می‏شود. برای خود من دلایلی که در روایات آورده می‏شود که زن نمی‏تواند زمامدار و رئیس‏جمهور باشد کافی نیست و هیچ وقت هم کافی نبوده است. از ابتدا که در این مسئله به صورت بررسی اجتهادی تحقیق کردم، دلایل برایم غیر کافی بوده است، ولی تا این نظر به صورت گسترده مورد قبول تحقیقیِ دو سوم آرای ملت و فقهای ملت در نیاید و مورد قبول قرار نگیرد برای آن شتابزدگی نکنید.
بنابراین عرض من این است که قانون اساسی فعلی آن قدرِ مسلّم را گفته است، یعنی رجال مذهبی می‏توانند زمامدار باشند و فعلاً راجع به زنان
مسئله را مسکوت گذاشته تا وقتی که زمینه فقاهتی گسترده آن به صورت روشن آماده شود. در آن موقع می‏توان این را مطرح کرد و به تصویب رساند و به آن مرحله رسید.»(5)
5ـ انقلاب اسلامی بسیاری از حقوق فراموش‏شده زنان را بدانان برگرداند به طوری که حتی اوایل انقلاب جایگاه اجتماعی زنان و بهبودی که در
وضعیت حقوقی ـ اجتماعی آنان ایجاد شده نیز در فکر و ذهن دینداران و جامعه دینی حاصل گشته بود، برای همه حیرت‏زا بود. شهید هاشمی‏نژاد از نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی در یکی از نطق‏های خود در آن مجلس اظهار داشت:
«تردیدی نیست که انقلاب ما یکی از اثرات عمیقی که در سراسر زندگی ملت باقی گذاشت در رابطه با زن در جامعه ما بود. ما هنوز یادمان
نرفته است که دو سال یا سه سال قبل حقوق مسلّم شرعی که زنان بافضیلت و باتقوا و مسلمان و متعهدمان در این مملکت وجود داشت، بعضی از افرادی در این کشور بودند که از دادن چنین حقوق و امتیازی که حق مسلّم آنها بود، از دادن آن حقوق برای خواهران‏مان امتناع ورزیدند، ولی این انقلاب آن چنان توانست راه را برای استفاده خواهران جهت رسیدن به حقوق مشروع‏شان باز کند که در مرحله‏ای قرار گرفته‏اند که برای ما در گذشته قابل تصور نبود.»(6)
6ـ تعالی و رشد جایگاه زنان در انقلاب اسلامی، برخاسته از دو عامل بود:
اوّل ـ افکار روشن، ناب و دور از تحجر و التقاط امام(قدس‏سره)؛
دوم ـ کوشش پی‏گیر زنان که با کسب توانایی‏های علمی، فکری، سیاسی و فرهنگی توانستند در عین حفظ عفت، دینداری و کرامت خویش، نقش
سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود را نیز به خوبی انجام دهند، چنان که شایستگی خود را برای همسان، همرزم و همدوش بودن با مردان به اثبات برسانند. امروز نیز زنان جامعه باید با کسب توانایی‏های لازم و با حضور موفق و توانمند، زمینه‏های ترقی و تعالی را فراهم کنند.
اگر حضور زنان در صحنه‏های مختلف سیاسی، علمی، فرهنگی و اجتماعی، همراه با موفقیت باشد، به طور طبیعی با اقبال و پذیرش عمومی
روبه‏رو می‏گردد، در غیر این صورت زمینه‏های مناسب به وجود آمده از آنان گرفته خواهد شد و عرصه بر آنها تنگ خواهد گشت.
7ـ در نیم قرن اخیر، خرداد ماه برای مردم ایران ماه حماسه، جهاد، مبارزه، حضور و پیروزی بوده است. در نیمه خرداد 42 پس از سخنرانی حماسی و کوبنده امام علیه دستگاه حاکمه پهلوی و دستگیری ایشان، مردم مسلمان و مؤمن در حمایت از رهبر و مرجع خویش و
اعتراض به دستگیری ایشان، به خیابان‏ها ریختند، سپس اولین درگیری وسیع، جدی و شدید بین ملت و رژیم ستمشاهی شکل گرفت که گرچه با سرکوب خونین پایان یافت، ولی طلیعه انقلابی عظیم و پیروزی شگرف گشت.
عروج بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران در چهاردهم خرداد 1368 اتفاق عظیم دیگری بود که نیمه خرداد را برای همیشه ایام اندوه و غم
ساخت.
اما در دوم خرداد سال 1376 انتخاباتی عظیم توسط ملت ایران صورت گرفت که رهبر معظم انقلاب از آن به «حماسه» تعبیر کرد. در این
حرکت حماسی و دشمن‏خردکن، مردم ایران با حضور 30 میلیونی در هفتمین انتخابات ریاست‏جمهوری، علاقه‏مندی و پشتیبانی قاطع و کم‏نظیر خود را از جمهوری اسلامی به منصه ظهور گذاشت و امیدهای واهی دشمنان را به یأس و دلمردگی بدل ساخت. زنان نیز با حضور گسترده خود در ساختن این حماسه نقش آشکار داشتند.
8ـ اینک در آستانه 27 خرداد سال 84، چشم‏انتظار خلق حماسه‏ای دیگر توسط مردم ایران هستیم. چشمان منتظر میلیون‏ها امیدوار به نظام جمهوری اسلامی به حضور گسترده مردم در پای صندوق‏های رأی بسته شده تا با
حضور حماسی خود بار دیگر یأس و دلمردگی را بر دل‏های ناکام دشمنان فرو ریزند و روشنایی چشم دوستان گردند. در این میان حضور چشمگیر زنان و جوانان همچنان می‏تواند آفریننده دوم خرداد دیگری باشد.
9ـ یادآوری تأکیدهای مکرر امام راحل مبنی بر ضرورت شرکت همه اقشار از جمله زنان در انتخابات، در این گفتار مناسب است. برخی از
قسمت‏های بیانات ایشان به شرح زیر است:
«وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخاب رئیس‏جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان
برای تعیین رهبری یا شورای رهبری در صحنه باشند.»(7)
«روز سرنوشت‏سازی است، می‏خواهید زمام کشور را به یک کسی بدهید که مؤثر در مقدرات کشور شما باشد. سهل‏انگاری نکنید و به پای
صندوق‏های رأی بروید و با هم اجتماع کنید و کسی که لایق برای این مقام است [انتخاب کنید.].»(8)
«فردا [روز رأی‏گیری] همه ملت بی‏استثنا به پای صندوق‏ها بروند، بی‏اعتنایی نکنند به یک مطلبی که کشور آنها به آن احتیاج دارد،
سرنوشت ملت و اسلام به آن بسته [است.] ... تا اینکه ان شاءاللّه‏ یک رأی کافی تحقق پیدا کند و ما سرشکسته نشویم و به اینکه ملت اعتنایی به این مسائل ندارد، اعتنایی به سرنوشت خودش و سرنوشت اسلام ندارد.»(9)
امام می‏افزایند:
«برای هر فردی از افراد این ملت تکلیف است که حفظ کند اسلام را. ... در قضیه رئیس‏جمهور، تعیین رئیس‏جمهور، یکی از چیزهایی
است که بر همه مسلمان‏های ایران، بر همه مکلف‏های ایران واجب است که بر این امر دخالت داشته باشند. اگر دخالت نکنند و یک صدمه‏ای به اسلام برسد، هر یک یک ما در محکمه عدل الهی مسئول هستیم.»(10)
«تکلیفی که به همه ملت متوجه است، به زن و مرد و آن کسی که به حد رأی دادن قانونی رسیده، واجب است که در پای صندوق‏های تعیین
رئیس‏جمهور حاضر بشوند و رأی بدهند.»(11)
هم او فرمود:
«زن‏ها هم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند. زن‏ها هم باید در فعالیت‏های اجتماعی و سیاسی همدوش مردها باشند البته با حفظ آن چیزی
که اسلام فرموده است که بحمداللّه‏ امروز در ایران جاری است.»(12)
«همان طور که بارها گفته‏ام مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیّم ندارند و هیچ فرد یا گروه و دسته‏ای حق تحمیل فرد یا افرادی را به مردم
ندارند. جامعه اسلامی ایران که با درایت و رشد سیاسی خود جمهوری اسلامی و ارزش‏های والای آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفته‏اند و به این بیعت و این پیمان بزرگ وفادار مانده‏اند، مسلّم قدرت تشخیص و انتخاب کاندیدای اصلح را دارند. البته مشورت در کارها از دستورات اسلامی است و مردم با متعهدین و معتمدین خویش مشورت می‏نمایند و افراد و گروهها و روحانیون در حد تذکرات قبلی در حوزه خود می‏توانند کاندیدا معرفی نمایند، ولی هیچ کس نباید توقع داشته باشد که دیگران اظهارنظر و اظهار وجود نکنند.»(13)
پی‏نوشتها: ــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی، ج3، ص1772.
2 ـ همان.
3 ـ اصل 115 قانون اساسی.
4 ـ ر.ک، رساله بدیعه، محمدحسین حسینی طهرانی، ص217 ـ 215.
5 ـ مبانی نظری قانون اساسی، شهید دکتر بهشتی، بنیاد نشر آثار و اندیشه‏های شهید بهشتی، ص36 ـ 33.
6 ـ مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی، ج3، ص1815.
7 ـ وصیت‏نامه سیاسی ـ الهی امام.
8 ـ صحیفه نور، ج11، ص85.
9 ـ همان، ص248.
10 ـ همان، ج15، ص60 ـ 58.
11 ـ همان، ص67.
12 ـ همان، ج18، ص263.
13 ـ همان، ج20، ص193.
احمد حیدری
منبع تبیان زنجان

دسته ها :
پنج شنبه سی یکم 2 1388
میرحسین موسوی 20 فروردین ماه سال جاری به قم رفت و برای جلب نظر برخی مراجع تقلید با آنان گفت‌وگو کرد. این گفت‌وگوها پیش از اعلام حمایت احزاب تندرو از موسوی صورت گرفت.

به گزارش رجانیوز، در یکی از دیدارهای موسوی، آیت‌الله جوادی آملی وی را به پرهیز از هوس توصیه کرده و می‌افزایند ذره‌ای هوس هم مهلک است و انقلاب را نابود می‌کند. این مرجع تقلید همچنین اقتصاد را فرع بر اعتقاد دانسته و تأکید می‌کنند باید کارها را به دست کسی سپرد که ما و نفت و گاز ما و آب ما و مردم ما در اختیار اوست.

متن سخنان آیت‌الله جوادی آملی در این دیدار که با تأکید بر "نقش اساسی اراده الهی در پیروزی‌های گوناگون" می‌باشد، در ادامه آمده است:

“تبارک” و “ملکوت” عالم، تحت تدبیر خدای سبحان

کلّ جهان را بالأخره یک نفر اداره می کند، و ایران هم از این مجموعه جدا نیست؛ این اصل اوّل. اگر ما به سراغ اسلام و نظام اسلامی و جمهوری اسلامی حرکت می کنیم، مدیر عامل یک نفر است که “ربّ العالمین” است. اگر ملک است که تبارک الّذ ی ب ید ه الملک (1)؛ و اگر ملکوت است، فسبحان الّذ ی ب ید ه ملکوت کلّ ش یء (2). هر چیزی بالأخره یک راه نفسی دارد، به آن راه نفس هر چیزی می گویند: “ملکوت”؛ و این راه نفسش به دست اوست.

خدا غریق رحمت کند؛ سیّدنا الاستاد مرحوم علامه طباطبائی در جواب این سئوال که چرا سوره یاسین را قلب قرآن معرفی کردند، فرمودند: ما همین سئوال را از مرحوم آقای قاضی (رض) داشتیم، ایشان فرمودند: ظاهراً مناسبت آن،بخش پایانی سوره یاسین است که سبحان الّذ ی ب ید ه ملکوت کلّ شیء. اگر چنانچه هر چیزی راه نفسی دارد و راه نفسش به دست اوست، اصلاً کار به دست اوست. لذا آنجا سخن از تسبیح است که در سوره یاسین است، در سوره ملک سخن از تبارک است. تبارک به این عالم برکت، مرتبط است؛ به سبّوأ قدّوس، به آن ماوراء. حکومت اسلامی اگر حضور مردمی است، به حکم مردمی است؛ و اگر چاه نفت و گاز است، اینها همه مبادی قابلی اند. هم دهنه چاه را خدا فرمود به دست من است، هم دهنه دلهای مردم به دست من است! اگر ملّتی با یک کسی بود، او موفق است؛ امّا رهبری دلها به دست خود ملّت نیست، به دست آن شخص هم نیست؛ به دست کسی است که ب ید ه ملکوت کلّ شیء.

نیاز ابراهیم خلیل (ع) به همراهی دلهای مردم با تدبیر الهی

وجود مبارک ابراهیم خلیل خیلی کار کرد؛ اگر قربانی بود که آماده شد، و اگر ورود در آن آتش سوزان بود که آمادگی اش را اعلام کرد، اگر تبر گیری و بت شکستن بود که کرد! هیچ کاری نبود که او نکند؛ کارگری و معماری و مهندسی بهترین بنای عالم، یعنی کعبه بود که کرد. امّا هیچ کدام از اینها را برای تأمین حکومت کافی ندانست! عرض کرد: خدایا! من اگر بخواهم حکومتی تشکیل بدهم؛ مردم با من همراه بشوند، یک. مردم نه خودشان با من همراهند، نه دیگری. رهبری دلهای مردم به دست توست، فاجعل افئ دهً م ن النّاس تهو ی ل یه م (3).

سختی ها و مجاهدات ابراهیم خلیل (ع) در راه ابلاغ رسالت

هیچ کاری نبود که وجود مبارک خلیل خدا نکرده باشد! اگر مبارزه بود که تبر گرفت و آن کار را کرد. و اگر آزمون بود که هم در قربان بردن پسر، و هم در ورود در گلستان آتش. و اگر در معماری و کارگری بود؛ و اگر بردن زن و بچّه در راهی که نه تنها دائر نیست، بائر هم نیست. نه تنها بائر نیست، موات هم نیست. نه تنها موات نیست، لم یزرع هم نیست؛ بلکه غیر ذ ی زرع است.

غیر ذ ی زرع یک راه پنجمی است؛ شما می بینید بین قم و تهران موات است، بائر است؛ می شود آبادش کرد. امّا سنگلاخ کوه ابوقبیس به هیچ وجه قابل آبادانی نیست! وجود مبارک ابراهیم عرض کرد: ربّنا نّی اسکنت م ن ذریّت ی ب واد، نه اینکه موات نیست؛ این یک طرف. غیر ذ ی زرع(4)؛ غیر ذ ی زرع غیر از لم یزرع است! چون لم یزرع یعنی قابل است، ولی آب ندارد فعلاً. فرمود: سنگلاخ به هیچ وجه قابل نیست. وقتی هم هاجر گفت که: آخر لی من تدعنا، من با این بچه شیری اینجا گذاشتی، داری می روی؛ به کی سپردی؟! فرمود: لی ربّ هذ ه البیّ ن ه (5). آن که سرزمین دائر را آباد می کند، همین جا هم حضور دارد.

حضرت با همه توان و قدرت های علمی و سابقه مبارزاتی و رهبری و آزمون له، عرض کرد: خدایا! فرزندان من اگر بخواهند حکومتی تشکیل بدهند، مردم را به کعبه دعوت کنند که قبله آنهاست؛ حضور مردمی لازم است،اما حضور مردمی نه به دست خود مردم است و نه به دست فرزندان من! پس این دلها را به آن سمت ببر!

در جریان انقلاب در واقع رهبری دلها به دست او بود! تا برسیم به چاه نفت و گازمان. در همین گذر خان قم، من یک وقتی داشتم می گذشتم، دیدم یکی از این جوانان قمی آنروز گفته بود: اگر آیت الله خمینی به من بگوید اینجا اینقدر بایست، تشنه باش تا بمیری؛ می گویم: چشم. اینقدر عطش بکش تا بمیر، می گویم چشم؛ و همین را هم گفت.

عدم تکیه بر سرمایه های مادی و مردمی در صورت نبود تکیه گاه الهی

بنابراین سرمایه مردم بسیار سرمایه خوبی است؛ ولی نه به دست خود مردم است، نه به دست ما! این را ما باید بدانیم در مکتب ما این حرف حق است. بدون مردم کاری یک لحظه پیش نمی رود، امّا این حضور مردمی نه در اختیار خود مردم است، نه در اختیار دیگران؛ به دست مقلّب القلوب است.

مطلب دیگر اینکه: بالأخره این کشور سرمایه می خواهد، سرمایه نفت و گاز؛ چه اینکه آب هم لازم دارد. آن روز سخن از نفت و گاز نبود در صدر اسلام، سخن از آب بود! در بخش پایانی سوره مبارکه (ن و القلم)، می فرماید: این سرزمین های شما را این چاه و چشمه آباد می کند. اگر حفّاری بکنید، به آب می رسید. حالا اگر سطح آب 3 ـ 2 هزار متر پائین برودو مثلاً وسائل صنعتی دیروز و امروز جوابگونباشد،در ان موقع کار می کنید؟! آری، ارأیتم اصبح مآؤکم غوراً فمن یأتیکم ب مآء معین (6). “مآء معین” آبی است که چشم، عین او را ببیند و دلو به او دسترسی داشته باشد؛. فرمود: اگر ما این آبها را یک قدری پائین ببریم، چه می شود؟! اگر نفت و گاز را 4 ـ 3 هزار متر پائین تر بردندو وسائل صنعتی امروز جوابگو نبود، باید کاسه گدائی دست بگیرید! بنابراین نه به مردم می شود تکیه کرد، نه به نفت و گاز.

اعتقاد صحیح، زمینه پدید آمدن اقتصاد سالم

ما مأمور تشکیل حکومتیم؛ باید کلّ کارها را به کسی بسپاریم که ما و نفت و گاز ما و آب ما و مردم ما در اختیار اوست! از اینجا نتیجه می گیریم که “اعتقاد” اصل است، نه”اقتصاد”. اقتصاد راه نفس مردم است، مثل اینکه این برگ های درخت و شاخه های درخت را قطع بکنند، این درخت خشک می شود؛ این راه نفسش این است. امّا ریشه اش چیز دیگر است! اعتقاد می شود ریشه، اقتصاد می شود فرع. ما اوّل آن ریشه را که محفوظ است، سالم نگه بداریم؛ در سایه اعتقاد خوب، اقتصاد سالم به دست می آید، مردم هم هستند. و اگر خدای ناکرده آن اعتقاد آسیب دید؛ هم اقتصاد صدمه می بیند، هم درآمدهای دیگر.

اداره اعجاز آور شرائط بحرانی دوران جنگ تحمیلی با اراده و اعجاز خدای سبحان

شما در متن جنگ 8 ساله بودید؛ البتّه جنگ 10 ساله بود! برای اینکه 2 سال ما گرفتار جنگ داخلی بودیم، بعد 8 سال مال خارجی. یعنی هنوز انقلاب به ثمر نرسیده بود، اوائلش بود که گنبد آتش شد، بعد کردستان آتش شد، بعد مردم خلق عرب تشکیل شد، بعد خلق مسلمان پیدا شد؛ این 2 سال مشغول جنگ داخلی بود، به علاوه 8 سال، می شود 10 سال. در حقیقت ایران 10 سال درگیر جنگ بود!

نظر شریفتان هست که آن روز دولت بودجه را روی 24 دلار بسته، و این را 3 قسمت کرده بود؛ 8 دلار صرف جنگ، 8 دلار صرف عمران و آبادی، 8 دلار هم صرف بودجه جاری. آن استعمار پیر، ذخائر نفتی خودرا عرضه کردونفت 24 دلار ی شد8 دلار. خلیج فارس هم نا امن بود! کسی حاضر نبود از ما نفت بخرد! شما بیشتر از دیگران در جریانید. کدام کشتی بود که بیاید در معرض خطر، خودش را به خطر بیندازد، بار ببرد؟! ما باید عملگی می کردیم، ژاندارمی می کردیم تا این نفت ها را از خلیج فارس می بردیم و به آنها می دادیم؛ بشکه 8 دلاری را یک مقدار خرج استحصال بکنیم، یک مقدار خرج کرایه.

همه مسئولین گرفتار بودند که چه کنیم! کشور با بودجه 24 دلار بسته شده بود، جنگ هم که نفس گیر است، بودجه روزانه اش را می طلبد، بودجه جاری هم که می خواهد، بودجه عمرانی هم که می خواهد؛ این 24 دلار شده 8 دلار، آن هم 8 دلار با آسیب؛ و (خدا) اداره کرد! دیگر معجزه امام و مردم نبود، معجزه قرآن و عترت بود. این معجزه سر جایش محفوظ است!

فضای ملکوتی جبهه ها، یاد آور عرفان حج

ما اگر جنگ را دیدیم، اینها را هم در کنار انقلاب دیدیم. شما بیش از دیگران در جبهه حضور داشتید؛ من یک وقتی به اتفاق مرحوم آیت الله فاضل (رض) و بعضی از همراهانمان رفتیم جبهه. آنجا برادران جهرم سمیناری داشتند در 27 رجب به نام همایش و سمینار تهذیب. آنجا سخنرانی داشتم، از ما هم دعوت کردند به همراه آن مرحوم. ما یک شب یا دو شبی را درمیان آن نیروهای جهرم بودیم.

من همان هوا و حالی راکه در شب مشعر داشتم، آنجا برایم پیدا شد. روی همان شن ها خوابیدیم، آنطوری که در مشعر بود. نیم ساعت قبل از اذان صبح پیرمردی آمد وجوانها را بیدار کرد برای نماز شب، نماز شب شان را خواندند. نماز نافله صبح را خواندند، نماز صبح شان را به جماعت خواندند، زیارت عاشورایشان را خواندند، بعد خوابیدند. همان حال و هوائی که یک حاجی در مشعر دارد، ما همان شب برایمان پیدا شد. این یقیناً به ثمر می رسد؛ این حال و هوا اینچنین بود.

کمترین خطا و بیراهه در مسیر انقلاب اسلامی، خطرناک و نابود کننده

اگر خدای ناکرده ذرّه ای( من و ما) در این انقلاب ودر این جمهوری راه پیدا کند؛ این ذرّه مستهلک نمی شود ( بلکه مهلک می شود). این ذره هوس چیز بدی است! امّا یک چیز بد گاهی وقتی در فضای خوب برود، “مستهلک» می شود؛ وگاهی اگر در فضای خوب برود،آن را آلوده می کند، می شود «مهلک”. امّا فتوای همه فقهاء این است که خوردن یک مقدار خاک حرام است؛ مگر تربت سیّدالشهداء، آن هم بسیار اندک، آن هم برای شفاء. حالا یک آشپزی که حلیم و آش را در یک ظرف بزرگی آشپزی می کند، اگر یک مختصری خاک این دیوار بریزد داخل آن ظرف و آن را، هم بزند؛ چون یک مختصر خاک است و مستهلک می شود، این حرام نیست. ولی اگر همین آشپز دستش خون بیاید و یک قطره خون وارد این ظرف بشود، کلّ این ظرف آلوده می شود! پس بعضی از قطراتند که مستهلک می شوند، بعضی از قطراتند که مهلکند.

خدای ناکرده وقتی انسان وارد انقلاب و نظام و جمهوری و این حکومت شد؛ بعضی از امور است که به کلّ نظام آسیب می رساند؛ این را آدم باید تشخیص بدهد. همین که گفتند: صراط مستقیم از مو باریکتر است و از شمشیر تیز تر! آن صراط را که دیگر با فلز یا با سیمان نساختند! یعنی معرفت، یعنی فهم. فهم دقیق، از مو باریکتر و از رفتن روی شمشیر تیز تر. آدم خوب بفهمد، بعد هم بتواند رویش راه برود؛ و عنصر اصلی آن معرفت است.

دوری از “معرفت” معقول و محسوس، دلیل نابینا محشور شدن کفّار پس از مرگ

قرآن کریم می گوید، وقتی کفار به خدا عرض می کنند که: خدایا! ما را چرا کور محشور کردی! چشم شان نمی بیند؛ فقط گوش شان می شنود، زبانشان گویاست، دست و پایشان گویاست، همه عناصر سالم است، ولی کورند. به باری تعالی عرض می کنند که: ربّنا ل م حشرتن ی اعمی و قد کنت بصیراً (7). چرا چشم ما را گرفتی؟! فرمود: تو چون نفهمیدی و باور نکردی، بخاطر همین کوری! کذل ک اتتک آیاتنا فنسیتهم و کذل ک الیوم تنسی (8). مهم ترین راه ما “معرفت” ماست. این معرفت ما اگر بخواهد از معقول به محسوس تنزّل کند، می شود چشم و دیدن.

اگر این ذرّه که پایگاه عقلی ماست، این خدای ناکرده آسیب ببیند؛ حدأقل این است که خود ما آسیب می بینیم. البتّه نظام آسیب نمی بیند؛ قرآن کریم فرمود: شما نشد، دیگری. ا ن تتولّوا یستبد ل قوماً غ یرکم ثمّ لا یکونوا امثالکم (9). خدا که دست از دین و نظام و اینها بر نمی دارد! فرمود: شما نشد، دیگری! اما چرا ما نشویم و دیگری بشود؟! این و اجعلنا م مّن تنتص ر ب دین ک و لا تستبد ل ب ه غ یر نا (10) همین است. خدایا! دینت را که می خواهی حفظ بکنی، به دست ما حفظ بکن.

آسان بودن اداره مردم عاقل در عصر ظهور حضرت ولی عصر(عج)

به همین مناسبت وقتی وجود مبارک حضرت ولی عصر ظهور پیدا می کند، مردم هم، به برکت اینها،فهیم بار می آیند. اداره یک مردم فهیم سخت نیست! الآن 7 میلیاردند، بشوند 700 هزار میلیارد؛ 700 هزار میلیارد بشر عاقل بفهم را به خوبی می شود اداره کرد؛ مخصوصاً 313 شاگرد هم مثل امام داشته باشد! با کشتار و جنگ که مردم اداره نمی شوند! وقتی حضرت ظهور کرد؛ در روایات ما آمده است که دستی روی سر مردم کشیده می شود، یا عنایت الهی است؛ هر چه هست، جمعاً ب ه احلامهم و عقولهم و مانند آن. مردم با فرهنگ و با شعور را کاملاً می شود اداره کرد.

بنابراین ما ن شآء الله وقتی که وارد می شویم، با این بحث وارد بشویم که اگرنفت و گاز هست، ولی اختیارش به دست دیگری است. اگر حضور مردمی هست، رهبری دلها به دست دیگری است؛ اصل اعتقاد خود ماست و مردم و اگر بخواهیم، باید با اعتقاد صحیح از خدا بخواهیم که دلهای مردم را به این سمت رهبری کند، و نفت و گاز و مواد لازم را هم به این سمت هدایت بکند؛ وگرنه نه مردم اهل اقتصاد خواهند بود، نه اقتصاد به این مردم می رسد.

دور بودن ملّت پر نعمت و محتاج از رحمت خدای سبحان

مطلب بعدی آن است که الآن ما 70 میلیون جمعیت ایم، یعنی یک صدم مردم دنیا؛ الآن 7 میلیارد است.امکانات ما خیلی بیش از یک صدم است، امّا ته صف جا داریم! این 3 تا مسأله با هم هماهنگ نیست! ما یک صدم ایم امکانات ما خیلی بیش از یک صدم است، ولی دنباله تر از یک صدم جا داریم! این را باید بالأخره به یک جائی رساند؛ و این کار شدنی است.

وجود مبارک حضرت امیر این بیان را فرمود که الآن حدیث شریفش را می خوانیم، آن روز سخن از نفت و گاز نبود آن روز فرمود: کشوری که آب دارد و خاک دارد، مع ذلک محتاج به دیگری باشد؛ فابعده الله. این جزء روایاتی است که مرحوم صاحب وسائل در مکاسب محرّمه نقل کرده، دیگران هم نقل کردند. من وجد مآءًً و تراباً فافتقر فابعده الله (11). این ( فابعده الله ) به حسب ظاهر نفرین است، ولی جمله خبریّه است. یعنی: خدا همه اش دور می کند. یک ملّت بی عرضه را که خدا پشت سر هم به او امداد غیبی نمی رساند! فرمود: شما هم یک دستی تکان بدهید، بعد ما هم بقیّه را برکت به شما می دهیم.

نقش اراده الهی در هدایت مردم به ایستادگی و قیام

بنابراین نتیجه ای که از عرض کوتاهم گرفته می شود این است که: اصل، اعتقاد است، یک. ملّت معتقد را خدا به حکومت رهبری می کند، دو. ملّت معتقد را دهنه چاهش را، دهنه آبش را، دهنه چاههای دیگر و آبش را به همین سمت هدایت می کند. ولی اگر خدای ناکرده بعضی از اینها آسیب ببیند، آنوقت ما نه می توانیم بگوئیم: فاجعل افئ دهً م ن النّاس تهو ی ل ینا؛ نه هم این کار شدنی است.

خدای سبحان به وجود مبارک پیغمبر (ص) فرمود: مردم تو را کمک کردند، ولی من اینها را فرستادم. هو الّذ ی ایّدک ب نصر ه و ب المؤم نین (12). درست است مردم یاور تو بودند، تو فرمودی، اینها هم آمدند؛ ولی من اینها را فرستادم، به دنبال تو آمدند. آنگاه همانطور که فرمودید قانون اساسی از یک سو، ولایت فقیه از یک سو، ارگانهای رسمی از یک سو؛ اینها همه شان حضور فعال داشتند، دوستانه و محترمانه می توانند کار کنند.

پرهیز از خطر تلخ” اختلاف” در بیان نورانی علوی (ع)

و آخرین بخش عرضم بیان نورانی حضرت امیر (ع) است که فرمود: من این مطلب را به عنوان یک مورّخ نمی گویم، این مطلب را به عنوان یک تجربه کننده حکومتی نمی گویم؛ من به عنوان یک سنّت الهی می گویم، و آن این است که هیچ ملّتی با اختلاف به جائی نرسید. نّ الله سبحانه و تعالی لم یعط احداً ب فرقه خ یراً م مّن مضی و لا م مّن بقی(13). میلیونها سال جهان طول بکشد، ملّت پراکنده به جائی نمی رسد!

اهمیّت داشتن کسب رضای الهی و بی اهمیّت بودن نتیجه کارها

بالأخره ما داعیه ای داریم، می گوئیم صلاحیّت داریم، آمدیم به میدان. 10 نفر زید و عمرو را وقتی نام ببرید، صلاحیت شان را اعلام کردند؛ شد، خدا را شکر؛ نشد، خدا را شکر. به تعبیر آن آقا گفت: داد، رحمت؛ نداد، حکمت. اگر با این دید باشیم، هیچ محذوری نداریم. نه بیراهه می رویم در تبلیغات مان، نه راه کسی را می بندیم. بالأخره همیشه پایان کار را آدم باید ببیند علی (ع). بیان شفافش در نهج البلاغه هست. فرمود: هیچ ملّتی با اختلاف و پراکندگی به جائی نرسید! این سنّت الهی است. اگر چنانچه مربوط به تاریخ بود که می گفت: گذشته اینطور بود! امّا او از آینده هم خبر می دهد. نّ الله سبحانه و تعالی لم یعط احداً ب فرقه خ یراً م مّن مضی و لا م مّن بقی.

این بیان نورانی سیّدالشهداء (ع) که گفت: لم اخرج اش راً و لا بط راً (14)، این روی دستور پیغمبر است؛ فرمود: می خواهی بروی مسجد، بگو: اللّهمّ نّی لم اخرج اش راً و لا بط راً (15). خدایا! من نیآمدم که راه کسی را ببندم. من آمدم راهی که تو نشان بدهی، بروم. مسجد. اینکه وجود مبارک حضرت سیّدالشهداء این جمله را فرمود، این ابتکاری از خود أبی عبدالله نبود! این هم در مسند احمد حنبل هست، دیگران هم نقل کردند که پیغمبر فرمود: وقتی به دنبال نماز یا کار اساسی می خواهی بروی، بگوئی: خدایا! برای راه تو دارم می آیم. اللّهمّ نّی لم اخرج اش راً و لا بط راً و لا ظال ماً و لا مفس داً. اینجور باشد، س یروا علی اسم الله (16). آدم نه از اقبال لذّتی زائد می برد، نه از ادبار؛ آنوقت نگران هیچ چیز هم نیست! در همه حالات هم هست.

پی‌نوشت‌ها:

(1) ملک / 1 (2) یس / 83 (3) ابراهیم / 37 (4) ابراهیم / 37
(5) برداشت از: بحار الأنوار / 12 / 116 (6) ملک / 30 (7) طه / 125
(8) طه / 126 (9) محمّد / 38 (10) برداشت از: بحار الأنوار / 92 / 332
(11) وسائل الشیعه / 17 / 41 (12) انفال / 62
(13) نهج البلاغه / خطبه 176 ـ انواع الظّلم (14) بحار الأنوار / 44 / 329
(15) ر. ک: الأمالی للطوسی / 372 (16) نهج البلاغه / خ 79

پنج شنبه سی یکم 2 1388
حجت‌الاسلام حمید رسایی:

هفته گذشته آقای موسوی برای چندمین بار در توجیه سکوت بیست ساله خود واکنش نشان داد و این بار در شیراز برخلاف دفعات قبل که در توجیه سکوتش عنوان می کرد در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور داشته و یا به آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی مشاوره می داده است، اعلام کرد که در این بیست سال رسانه ای نداشته است تا نظراتش را به اطلاع مردم برساند!

مهندس موسوی در جمع دانشجویان شیرازی وقتی در برابر انتقاد دانشجویان نسبت به سکوت بیست ساله اش قرار می گیرد، می گوید: من در بسیاری از مقاطعی که بسیاری از افراد ساکت بودند ساکت نبودم. در رابطه با تعطیلی گسترده جراید که بسیاری افراد سکوت کردند، من موضع صریح گرفتم و به اصطلاح توقیف فله‌ای مطبوعات که هنوز هم به کار می‌برند در این رابطه موضع‌گیری کردم. در طول مدت این چند سال رسانه‌هایی که حتی همین امروز هم از نشان دادن برنامه کوچکی از من طفره می‌روند حتی یک بار هم به سراغ من نیامدند. شما به من می‌گویید که در این سال‌ها سکوت کردم ولی من به هیچ وجه سکوت نکردم بلکه در معرض محرومیت از فضای رسانه‌ای بودم ولی در حد محدودی که می‌توانستم، نظریات خود را صراحتا بیان می‌کردم. (سایت قلم و کلمه)

متاسفانه یا خوشبختانه باید گفت که ایام انتخابات یکی از بزنگاه های مهم برای شناخت بیشتر نسبت به صداقت شخصیت های سیاسی است. در خصوص این سخن آقای موسوی چند نکته را باید گفت که در حقیقت نوعی «رمز گشایی از سکوت بیست ساله مهندس موسوی» است:

1. آقای موسوی مهمترین موردی را که برای عدم سکوت خود به یاد می آورد، اعتراض به توقیف فله ای روزنامه ها است، یعنی توقیف همان نشریاتی که رهبری در اردیبهشت سال 79 از آنها به عنوان پایگاه دشمن یاد کرد و به اقرار دوست و دشمن، ایستادگی رهبری در آن ایام توانست جلوی کودتای مطبوعاتی عوامل دشمن را بگیرد. البته آقای موسوی قبلا در موضعی درست اعلام کرده بود که ولایت فقیه جلوی کودتا را می گیرد ولی فراموش کرده که یکی از موارد این کودتاها همان چیزی است که آقای موسوی در حمایت از آن، روزه سکوتش را شکست!؟

2. آقای موسوی عنوان می کند که در این سال ها صدا و سیما هرگز به سراغش نیامده تا او را مطرح کند. این در حالی است که آقای کروبی در پاسخ به هوادارن موسوی در نجف آباد می گوید که آقای موسوی توضیح دهد که چرا وقتی چندبار من از او خواهش کردم به عرصه سیاست بازگردد، حاضر نشد بیاید!؟ مسئول کمیته رسانه ستاد ایشان (دکتر فاتح) سال ها در راس یکی از فعالترین خبرگزاری کشور بوده است و به مهندس موسوی نیز عشق می ورزد و حداقل این خبرگزاری در ده سال گذشته که از تاسیس آن می گذرد، کوچکترین تحرک آقای موسوی را به خبری بزرگ تبدیل کرد تا از مرگ سیاسی وی در افکار عمومی جلوگیری کند. آیا خبرگزاری ایسنا هم در این سال ها به سراغ آقای موسوی نرفت یا رفت اما ایشان تامل در تابلوهای نقاشی را بر تامل بر مشکلات انقلاب و مردم ترجیح داد؟! کافی است در سایت خبرگزاری ایسنا فاصله زمانی آذر 78 (تاسیس ایسنا) تا دی ماه 87 (حضور موسوی در انتخابات دهم) واژه مهندس موسوی را جستجو کنید، از 395 مورد یافت شده، تقریبا تمام موارد آن یا درخواست گروه ها و شخصیت ها از شما برای بازگشت به سیاست بوده و یا افتتاح نمایشگاه های نقاشی توسط شما، انصاف دهید....

3. آقای موسوی می گوید که در این بیست سال در محرومیت رسانه ای بوده و رسانه ای نداشته تا سخنی بگوید. باید از آقای موسوی پرسید که در این بیست سال شما درخواست رسانه داشتید و مسئولان وقت مجوز آن را نداند؟ مسئولیت اعطای مجوز نشریه به شما در شانزده سال از این مدت با آقای هاشمی و خاتمی بوده که شما مشاور آنها بودید، چرا آنها شما را لایق برخورداری از رسانه ندانستند؟ تنها در دولت آقای احمدی نژاد شما درخواست نشریه کردید و بلا فاصله و بدون نوبت مجوز «کلمه سبز» در دستتان قرار گرفت. پس یا شما نخواستید و یا خواستید و دولت های سازندگی و اصلاحات به شما اجازه ندادند.

خلاصه این که آقای موسوی، متاسفانه شما هیچ توجیه قابل قبولی نه برای هواداران و نه برای منتقدانتان نسبت به این سکوت بیست ساله ندارید، پس صادقانه با مردم سخن بگویید که در دوره غلبه گفتمان احمدی نژاد یعنی گفتمان بازگشت به انقلاب، گفتمان مردم داری، ساده زیستی، دینمداری، ولایت پذیری، توجه به مستضعفین و... تنها آبروی باقی مانده جبهه اصلاح طلبانید! هر چند امروز با تایید خطاهای دولت سازندگی و اصلاحات، نسل اول و دوم و سوم انقلاب به این نتیجه رسیده اند که شما سال هاست که تغییر کرده اید.

راستی آقای موسوی! هنوز هم معتقدید که در این عمر چند ساله دولت نهم، دروغ در جامعه رواج بیشتری یافته؟!

منبع: rasaee.ir

پنج شنبه سی یکم 2 1388

استاد حاج حیدر رحیم پور ازغدی از فعلان دوره نهضت نفت و انقلاب اسلامی در گفت‌وگوی مکتوبی به روش تخریب مشابه مجاهدین خلق(منافقین) در قبال شهید رجایی و تخریب‌های جریان‌های سیاسی علیه احمدی‌نژاد اشاره و تأکید کرد: آقای مهندس موسوی و آقای خاتمی هم اندیشه می باشند و اندیشه های بنیادی هیچکدامشان با طرز تفکر احمدی‌نژاد یکسان نیست. عدالتخواهی هم کار هر کس- هر کس نیست، زیرا هردوی این دو بزرگوار پیش از احمدی‌نژاد رئیس دولت بودند و مزه عدالتخواهی‌اشان را مردم چشیده اند!

به گزارش رجانیوز، استاد رحیم‌پور در ابتدای پاسخ مکتوب خود به سؤالات سایت گام سوم نوشته است:

بسمه تعالی

عزیزان! جنبش مردمی دولت اسلامی پس از عرض سلام، من با آن عده از شاگردان خودم افراد انجمن طلاب و دانشجویان که پبش کسوتان عدالتخواهی بلکه مدرسان مکتب کلاسیک سردمداران مکتب عدالتخواهی بوده اند و ادامه جهتشان را تبریک و از خدا عزت دو جهانشان را خواهانم، دیدم تا چه اندازه آنانیکه دوره پیش در این راه گام برداشتند، با چپ و راستی که اینک در ساختار متمدن ما به هم برپیچیده و با عدالتخواهان مبارزه می کند در تقابلند.

با همه اینها از شما میخواهیم تا جایی که می توانید به خط عدالتخواهی ادامه دهید و همیشه این حدیث را بخاطر داشته باشید: شخصی خدمت معصوم می رسد و می گوید من شیعه شما می باشم و حضرت می فرمایند اگر به راستی شیعه می باشی برو برای خودت پوستی از فقر و بلا فراهم کن زیرا مقدر آنکه در جهان قامت برای عدالتخواهی آراسته سازد، همین است. جداً هم چنین است و می توان آقای احمدی‌نژاد را ابوذر علی نامید.

متن گفت‌و‌گوی مکتوب با استاد رحیم‌پور در ادامه آمده است:

چرا هر گاه احمدی نژاد بر مغرب زمین می تازد مثلاً حقوق بشر در غرب را به چالش می کشد یا به مولودش -اسرائیل- حمله می کند، برخی در داخل اورا تحقیر و توبیخ می کنند.

مستحضر باشید که 30 سال پیش هم هنگامی که شهید رجایی به سازمان ملل رفت، سرآغاز برای نشان دادن چهره واقعی این سازمان و شبهات گمراه کننده مدافع حقوق بشرش، پاهای خود را از جوراب بیرون آورد و روی میز گذاشت و گفت: از سازمان می خواهم بگوید چرا این پاها این چنین شده است! و شخصی برای اولین بار سازمان ملل را افشا و رسوا کرد. لیکن مجاهدین خلق(منافقین)، همانها که با ترور عزیزانی چون رجایی آشکار شدند، در همه جا نشر می دادند که چنین حرکتی از رییس‌جمهوری، باعث تحقیر کشور بزرگ ایران است. چرا که ضربه رجایی آنچنان مؤثر افتاده بود که همه نیروهایشان را مأمور کرده بودند صورت مسئله را از ذهن ها بزدایند و اگر می خواهید تأثیر شورا را دریابید، به عکس العمل استعمار و استثمار و گفتار و کردار عمال و همفکران دشمن در کشور بنگرید.

در مورد احمدی‌نژاد می گویند که او متمایل به انجمن حجتیه است، چون نام حضرت صاحب الامر علیه السلام را زیاد بر زبان می آورد و سعی در طرح مباحث موعود آخرالزمان و مهدویت می کند. حضرت عالی که سالها انجمن را رصد کرده اید و شاخصه های انجمنی ها را خوب می شناسید، چه قضاوتی دارید؟

اولاً، شیعه موظف است همیشه آماده ظهور آخرین پیشوای معصوم خود باشد و مؤمنان باید همیشه دعای فرج بخوانند. با این فرق که شیعه علوی مدام چون سربازی به آب و آتش می زند تا زمینه را برای ظهور حضرتش آماده سازد، همان گونه که یک میزبان باشعور تا می‌تواند برای میهمان خود وسایل پذیرایی بیشتر را تهیه می‌کند. در این صورت اگر احمدی‌نژاد با ظلم و کفر مبارزه می کند، زمینه ظهور حضرت را فراهم می کند اما اگر می‌خواهد با اشک و آه و سور چرانی‌ها و چراغانی و سرود و موسیقی امام را جذب کند و به یاری مستمندان بکشاند و هر گاه درد دل دارد، بجای فریاد به ظالمان، می رود شکایت نامه اش را به ضمیمه مقداری پول در چاه جمکران می ریزد، حق با آقایی است که می گوید چرا احمدی‌نژاد دائم متبرک به ذکر امام قائم به سیف می باشد.

ثانیاً، من خود را موظف دانسته که پیرامون انجمن حجتیه تحلیل مفصلی بنویسم و مردم را آگاه سازم که: انجمن حجتیه تا سال 42، که متدینین کوچکترین حرکت سیاسی نداشتند، بهترین انجمن بود و تا سال 56 هم با مجوز بسیاری از مراجع به کار خود ادامه می داد، سال 56 پس از فاجعه میدان ژاله فرمان داد دیگر سکوت جایز نیست، به صف مردم بپیوندید. و فروردین سال 58 هم حکم صادر که همه انجمنی ها به جمهوری اسلامی رای بدهند. پس از رسمیت جمهوری اسلامی هم در شرایطی که پیری 90 ساله و بازنشسته بود، نامه داد که شیعه به فرمان یازدهمین پیشوای خود موظف است از مراجع خود اطاعت و تقلید کنند و بنابراین همگان موظف به اطاعت از فقیه اعظم و امام انقلاب، مرجع عالیقدر امام خمینی می باشند. سال 62 چون بوسیله اعلامیه، امام دریافت که مدیریت بعدی انجمن، که عضو انجمن فلسفه فرح بود، از فرمان امام سرکشی می کند، حکم تعطیلی همه شعبات انجمن را صادر کرد. لذا اکنون انجمن حجتیه ای وجود ندارد که به خوب و بد آن بپردازیم و بگوییم چه کسی انجمنی می باشد و چه کسی نیست. [لازم به ذکر است که استاد حاج حیدر رحیم پور نقدها و ضعف های انجمن دردوره های تشکیل و فعالیتش را در تحلیل مذکور نوشته اند که گام سوم هم منتظر چاپ آن است.[

دکتر احمدی‌نژاد چه کارهایی کرد که اگر دیگران بودند، نمی توانستند بکنند؟

دکتر احمدی‌نژاد موفق تر از شهید رجایی بود و کار را جهانی کرد که احدی به جز امام و رهبر انقلاب نکرده بود.

چه کارهایی مانده است و باید انجام دهد؟

البته وقتی مشکلاتمان را با خارج حل کنیم رفع مشکلات داخلی آسان است و رهبر هم بر همین عقیده اند تا مشکلات با بیگانکان حل نشود نباید کارهای تحریک کننده ای در کشور انجام داد.

تفاوت احمدی‌نژاد با دیگر اصول گرایان چیست؟ چرا خیلی از اصولگرایان جلوی او موضع دارند؟

همان تفاوت حسین بی علی با ابن عباس (پسر عمویِ محدثِ قاریِ قرآن و صحابی بزرگ و اصول‌گرا). هنگامی که حسین(ع) عازم کوفه شد، آن بزرگ مردِ حکیم سیاسی اصول‌گرا، جلویش را گرفت و حکم صادر کرد که رفتن تو به کوفه حرام است و اگر می خواهی خود را بکشی برو، چرا زن و فرزند را می بری؟ حسین رفت و مکتب پایدار ماند. فرزندان عاقل ابن عباس سلسله بنی عباس را آفریدند و 6 امام تندرو! را شهید ساختند -از امام ششم تا امام یازدهم- آری! به قول دکتر شریعتی درگیری شیعه صفوی و شیعه علوی همیشگی است.

آیا دعوای دوم خردادی ها با دکتر احمدی‌نژاد از جنس دعوای دکتر مصدق و آیت الله کاشانی است؟

ابداً و هرگز! آنها هر دو صد در صد ملی و جان نثار مردم بودند و اختلافات را عوامِ سیاسی بودن مردم و فتنه های دشمن آفرید؛ آنها هر دو بیگانه ستیز بودند، لیکن رغبت دوم خردادیها به ساختار جمهوری لیبرالیزم بیشتر از جمهوری اسلامی می باشد، تا بتوانند با فرماندهی ولی فقیه مخالفت می کنند زیرا خط دهندگانشان می دانند با فرماندهی ولی فقیه و روی کار آمدن رییس‌جمهور پیرو ولایت فقیه، ایران در ظرف 4 سال صد در صد موفق به تکمیل دستگاه هسته‌ای خود می شود و موشک 3 هزارکیلومتری می سازد. (اما) با وجود ریاست مردی آرام و مصلحت جو، می شود 2 ساله، تأسیسات هسته‌ای کشور را تعطیل کرد. همان طور که همه را نابود کردند و حتی در دانشگاه های خود از تدریس این رشته خودداری کردند. نه! اختلاف مصدق و کاشانی درون گروهی بود و آنها هر دو دشمن بیگانه بودند، لیکن تمایل دوم خردادیها به سیاستگزاری های غرب قابل انکار نیست.

بعضی می گویند احمدی‌نژاد «گوش به حرف نکن» است این یک انگ است یا واقعیت؟ حسن است یا عیب؟

انتقاد برخی هم به احمدی‌نژاد این است که می‌گویند احمدی‌نژاد صاحب نظر نیست و گوش به فرمان رهبر و مطیع بی چون و چرای رهبر است و شما با آنکه می گویید گوش به حرف کسی نمی دهد، بپرسید آیا به جز احمدی‌نژاد کدام رئیس جمهور بود که در برنامه ریزیهای اقتصادی خود، از همه بزرگان رشته برای اظهار نظر و نقد و انتقاد دعوت کند و چرا وقتی خواست در آن مجلس شرکت نکردند؟!

می گویند احمدی‌نژاد قانون گریز است. آیا حذف سازمان برنامه و بودجه قانون گریزی است؟

ما 2 گونه قانون داریم یکی قوانین الهی که امام انقلاب فرمود هر چه بر خلاف شرع باشد، بر خلاف قانون هم می باشد، زیرا مردم به جمهوری اسلامی رأی دادند. یکی هم قوانین اجق وجقی که دشمنان رند و دوستان ساده دل بر پایه مصلحت وضع کرده اند و به شکم انقلاب ما چپانده اند. حال اگر احمدی‌نژاد از قوانین الهی می گریزد، خطاکار است، لیکن اگر از قوانین دست و پاگیری که کشور را فلج می کند، می گریزد، مقلد امام و رهبر است.

قبل از احمدی نژاد راستی ها به چپی ها می گفتند بی دین و چپی ها به راستی ها می گفتند انحصار طلب و دیکتاتور؛ با این همه اختلاف چرا چپ و راست علیه او متحد شده اند؟

اگر درسهایی را که در کلاسهای 12 سال پیش گفته بودم، به خاطر داشتید، این سؤال را نمی کردید، زیرا من مکرر گفته ام چپ و راست 2 شاخه فلاخنی می باشند که دسته آن در کف سنگ پران می باشد و 2 شریک اقتصادی اند که در 2 دفتر کار به رقابت می پردازند. ظریف ترش آنکه رهبر فعلی در 22 سالگی آنگاه که کوکاکولا و پپسی به جان هم افتاده بودند، فرمود بیهوده به سر و کله یکدیگر نزنید پول هر دو شیشه به یک جیب می رود. دلیل آشکار هم اینکه پس از انتخاب احمدی‌نژاد، 2 شاخه فلاخن در هم تافتند و اینک چماقی گشته اند که بر سر عدالتخواهی می خورد، زیرا احمدی‌نژاد بی پروا تا توانست دزدی‌های 30 ساله گذشته رابه صندوق بیت المال برگرداند. خدا پدر اینها را بیامرزد که چون امیر عدالتخواهان فرقش را نشکافتند و بخاطر خود او را بر منبر ها لعن نمی کنند.

چرا مهندس میرحسین موسوی که بحث عدالت را طرح کرده است مانند دکتر احمدی‌نژاد این دعوا را پی نمی گیرد؟ چرا جنس دعواهایش از جنس دعواهای آقای خاتمی است نه از جنس دعواهای امام یا احمدی‌نژاد؟

آقای مهندس موسوی و آقای خاتمی هم اندیشه می باشند و اندیشه های بنیادی هیچکدامشان با طرز تفکر احمدی‌نژاد یکسان نیست. عدالتخواهی هم کار هر کس- هر کس نیست، زیرا هردوی این دو بزرگوار پیش از احمدی‌نژاد رئیس دولت بودند و مزه عدالتخواهی‌اشان را مردم چشیده اند!

مهندس میر حسین موسوی می گویند: مدیران میانی ما حاضرند با همه کار کنند. حضرت عالی بارها تأکید کرده اید لایه های میانی در ادارات یا مهره راستی‌هایند یا عنصر چپی‌ها و اختیار دست احمدی‌نژاد نیست لذا فساد اداری هنوز اصلاح نشده است. آیا این تاکید آقای مهندس موسوی نظر شما را عوض نمی کند؟ چرا؟

البته که اکثریت مدیران میانی شما می توانند با 180 درجه چرخش هم با راستی ها کار کنند و هم با چپی ها! لیکن آنجا که خواسته باشند با عدالتخواهی همکاری کنند، بر می خروشند! من این را شهادت می دهم که مردم در دوره احمدی‌نژاد رنج بیشتری از ادارات کشیدند و هر که عدالتخواه تر بود، بیشتر. زیرا پشت میز ها یا راستی اند یعنی روی شاخه سمت راست فلاخن نشسته و یا چپی اند یعنی شاخه سمت چپ فلاخن را گرفته اند، و این هر دو دشمن خونی عداالتخوهان می باشند و آقای مهندس موسوی پیشتر مسئولیت داشته اند.

بعضی می گویند سیاست خارجی دکتر احمدی‌نژاد فاجعه است و بعضی می گویند افتخار، حضرت عالی چه نظری دارید؟

هر دو درست می گویند زیرا براستی برای برخی فاجعه بود و برای برخی افتخار. این را که سیاست احمدی‌نژاد چگونه بوده است، از رهبر انقلا ب باید شنید

منبع:رجانیوز

پنج شنبه سی یکم 2 1388
سفر رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی به استان محروم کردستان، علاوه بر خیر کثیری که نصیب این منطقه نمود و عملا جریان وحدت و همبستگی ملی را کیلومترها به پیش برد، اما در این بین،تاکیدات صریح و آشکار معظم له بر تعیین شرایط کاندیدای اصلح برای پیشبرد گفتمان عدالت وپیشرفت در دهه چهارم انقلاب اسلامی، از تلالوی بیشتری برخوردار بود.

امروز که سعی داشتم به صورت سریع متن بیانات معظم له را در اجتماعات گوناگونی که در استان کردستان ایراد فرموده بودند مرور نمایم، در عین شعف و شوق از ترسیم مبانی نظری حرکت توفنده انقلاب در گام های بعدی، نگران کم توجهی احتمالی رسانه ها و اندیشمندان دغدغه مند به این مباحث عمیق و بنیادین، به خاطر حجم بالای فرمایشات در این مدت کوتاه، و اکتفا به مباحث روز شدم که امید است حداقل خود این حقیر توفیق پرداخت جدی تر به آنها را در آینده نزدیک داشته باشم.

در ادامه، و با توجه به در پیش بودن انتخابات مهم دهمین دوره ریاست جمهوری و برای درک دیدگاه های  صریح معظم له، در گام اول تنها به جمع آوری و نقل عبارات مهم ایشان در این چند روز سفر کردستان در این خصوص اکتفا می نمایم.

امروز برخلاف دوران طاغوت، دولتها خودشان به سراغ مردم مى‏آیند. یک روزى بود که مردم باید زحمت میکشیدند، تلاش میکردند تا به حضور دولتها برسند؛ امروز به برکت اسلام، دولتها هستند که راه مى‏افتند و به استانهاى مختلف، شهرهاى مختلف و دورافتاده‏ترینِ نقاط کشور میروند؛ رئیس جمهور میرود، وزیر میرود، مسئولین گوناگون میروند. مردم بعضى از این جاهائى که رئیس جمهور در آنجاها حضور پیدا میکند، میگویند ما در دوران گذشته یک مدیرکل را هم در اینجا ندیده بودیم! راست هم میگویند. این از برکت اسلام است. اسلام حکومتها را موظف میکند که به دشوارترین کارها و به ضعیف‏ترین مردم بیشتر بپردازند تا به کارهاى آسان؛ و خوشبختانه امروز این وجود دارد. خدا را سپاسگزاریم.

مى‏بینید اگر چنانچه رئیس جمهورى شور و نشاط و شوق و اراده داشته باشد، چه خدمات بزرگى را براى این کشور انجام میدهد؛ میخواهند این نباشد

بهترین کیست؟ من نسبت به شخص، هیچ‏گونه نظرى ابراز نمیکنم؛ اما شاخصهائى وجود دارد. بهترین، آن کسى است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافیگرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافیگرى و تجمل‏پرستى است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافیگرى باشد، مردم را به سمت اشرافیگرى و به سمت اسراف سوق خواهد داد

نامزدهاى محترمى که تاکنون نام‏نویسى کرده‏اند و مشغول تبلیغات و اظهاراتى هستند - اگرچه حالا وقت قانونى هم نرسیده، اما تبلیغات میکنند؛ اشکالى ندارد - سعى کنند با انصاف عمل کنند. اثبات و نفى‏شان با توجه به حق و صدق باشد. چیزهائى را که انسان میشنود، باور نمیکند که از زبان نامزدها و آن کسانى که دنبال این مسئولیتها هستند، از روى صدق و صفا خارج شده باشد. گاهى انسان حرفهاى عجیب و نسبتهاى عجیبى میشنود. این حرفها مردم را نگران میکند؛ کسى را هم به گوینده‏ى این حرفها دلبسته و علاقه‏مند نمیکند! نامزدهاى محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومى را تخریب نکنند. این همه نسبت خلاف دادن به این و آن، تخریب کننده‏ى اذهان مردم است؛ واقعیت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده که از همه‏ى این آقایان اوضاع کشور را بیشتر میدانم و بهتر خبر دارم، میدانم که بسیارى از این مطالبى که بعنوان انتقاد درباره‏ى وضع کشور و وضع اقتصاد و اینها میگویند، خلاف واقع است؛ اشتباه میکنند. ان‏شاءاللَّه اشتباه است.

یکى از دشمنى‏ها همین است که این پدیده‏ى باارزشِ تأثیر حضور مردم و نقش‏آفرینى مردم در اداره‏ى کشور و مدیریت کشور را در تبلیغات خودشان نفى کنند یا ندیده بگیرند یا انکار کنند. بارها و بارها در اظهارات صریحشان، در اظهارات کنایه‏آمیزشان، در انتخابات کشورمان خدشه کردند. نه؛ انتخابات کشور ما از انتخابات اکثر این کشورهاى مدعى دمکراسى، هم آزادتر است، هم پرشورتر است، هم انگیزه‏ى مردم در این انتخابات بیشتر است. انتخابات پرشور، انتخابات خوب، سالم. دشمن خدشه میکند. از دشمن انتظارى هم جز دشمنى نیست؛ چه انتظارى هست؟ بى‏توقعى از دوستان است. بى‏توقعى از کسانى است که جزو این ملتند؛ واقعیات را دارند مى‏بینند؛ مى‏بینند که این انتخابات چگونه سالم و متقن انجام میگیرد، در عین حال، همان حرفى را که دشمن میزند، اینها هم میزنند! من انتظارم این است: کسانى که با ملت ایرانند، جزو ملت ایرانند، توقع دارند ملت ایران به آنها توجه کنند، اینها دیگر علیه ملت ایران حرف نزنند و انتخابات ملت ایران را زیر سؤال نبرند. مرتب تکرار نکنند که آقا این انتخابات سالم نیست؛ انتخابات، انتخابات نیست. چرا دروغ میگویند؟ چرا بى‏انصافى میکنند؟ چرا خلاف واقع میگویند؟ چرا این همه زحماتى را که این ملت و مسئولین در طول این سالهاى متمادى متحمل شدند، ندیده میگیرند؟ چرا؟ چرا ناسپاسى میکنند؟

اینى که یا مسئولان ما، یا در دوره‏هاى انتخابات مثل وضع کنونى، نامزدهاى انتخاباتى ما براى جلب توجه دیگران حرفهاى غربى‏ها را تکرار کنند، این هیچ امتیازى محسوب نمیشود. امتیاز این نیست که ما آن چیزى را بگوئیم که غرب مى‏پسندد. اینها کسانى‏اند که با فکر ایرانى، فکر اسلامى، هویت اسلامى و ایرانى مخالفند. خدا را سپاس میگوئیم که ملت ایران آن رشد و آگاهى لازم را به دست آورد تا توانست بر این همه موانع فائق بیاید.

این موضوعى که نگاه به آینده دارد، مسئله‏ى شعار دهه‏ى چهارم است - که شروع شده - یعنى پیشرفت و عدالت. اعلام کرده‏ایم که این دهه، دهه‏ى پیشرفت و عدالت باشد. البته با گفتن و با اعلام کردن، نه پیشرفت حاصل میشود و نه عدالت؛ اما با تبیین کردن، تکرار کردن و همت‏ها و عزم‏ها را راسخ کردن، هم پیشرفت حاصل میشود و هم عدالت. ما میخواهیم مسئله‏ى پیشرفت و عدالت، در دهه‏ى چهارم به یک گفتمان ملى تبدیل بشود. همه باید آن را بخواهیم؛ تا نخواهیم، طراحى و برنامه‏ریزى و عملیات تحقق پیدا نخواهد کرد و به هدف هم نخواهیم رسید؛ باید تبیین بشود.

امروز و در دوران عظمت اسلام، سربلندى نظام اسلامى و سربلندى ملت ایران به خاطر مواضع ضد استکبارى‏اش، آدم مى‏بیند اگر کسى در تریبونهاى جهانى در مقابل آمریکا و اسرائیل و صهیونیسم و هم‏پیمانانشان بایستد و صریح حرف بزند، یک عده‏اى این جا خجالت میکشند! دست به دست هم میمالند ومیگویند: آقا! آبرویمان رفت! مثل همان خجالت کشیدنى که در دوران طاغوت، از نماز خواندن یکى میبردند. چرا خجالت بکشیم؟! مواضع صریح ملت ایران - و بخصوص جوانها - در مقابل ظلمها و ستمهاى بین المللى هرگز نبایستى متوقف بشود.

اگر در پی انتخابات، کسانی در مراکز گوناگون سیاسی و اقتصادی روی کار بیایند که بجای ادامه راه امام و ترویج اصول و ارزشهای امام و انقلاب، بخواهند با تملق گویی دولتهای مستکبر غربی، به خیال خود موقعیتی برای ایران دست و پا کنند، این برای ملت یک مصیبت است.

این آگاهی عمومی، همچون تمامی صحنه های دیگر، در انتخابات نیز جلوه کند تا حضور آگاهانه ملت مانع از سرکار آمدن کسانی شود که بخواهند در مقابل دشمنان تسلیم شوند و آبروی ملت را ببرند.

سه شنبه بیست و نهم 2 1388
روزهای شنبه به صورت مستمع آزاد سر کلاس یکی از اساتید دانشگاه شریف می روم. دیروز، یکی از بچه های کلاس، نواری سبز به بازوی خود بسته بود. استاد (اصلاح طلب) پرسید: موسوی چی هستی؟!

ـ نه!

ـ پس نوار سبز چیه؟

ـ می خواهم بگویم به احمدی نژاد رای نمی دهم!

بعد از کلاس استاد اوضاع کاندیداها را از دانشجو جویا شد.

ـ خود اصلاح طلبان نظرسنجی کردند، اوضاع خیلی خراب است. برای همین منتشر نمی کنند. حتی در دانشگاه هم تعداد افرادی که می خواهند به احمدی نژاد رای بدهند زیاد است.

استاد با شنیدن حرفهای دانشجوی سبز پوش، سری از روی تاسف تکان داد و گفت: پول زیادی خرج کرده  اند. این طرفی همه زورشان را دارند می زنند که حداقل کار به مرحله دوم کشیده شود!

مکالمه جالب بین آن دو بزرگوار ادامه داشت. هر دو از اقبال به احمدی نژاد و ضعف میرحسین در جذب آرا، اظهار تاسف می کردند. هرچند کلاس تمام شده بود اما همه نشسته بودند و گوش می دادند.

از کلاس بیرون آمدم. کس دیگری را ندیم که نوار سبز به دست و بازو داشته باشد. فکر مشغول میرحسین بود ...

***

توپ، تانک، فشفشه ...

به یاد بازی استقلال ـ سایپا افتادم. برای دیدن بازی به استادیوم رفته بودم. مرفاوی سرمربی بود. ضعفهای اساسی مرفاوی را همه می دانستند. خودش هم می دانست. اطرافیانش هم می دانستند. اما دوستان جاهل به روی خود نمی آوردند. خودش هم به روی خودش نمی آورد!

همه می دانستند که امیدی به بردن سایپا نیست اما چند ده هزار نفر هوادار (که خود را به کوچه علی چپ زده بودند)، مرفاوی را یک صدا تشویق می کردند. آنها فریاد می زدند: استقلال حمله کن، سایپا سوراخه!

همه چشم به ضعفهای رقیب داشتند. استقلال از ضعف فاحش حریف استفاده کرد و یک بر صفر در نیمه اول جلو افتاد. (تقریبا می توان گفت، استقلالی ها نقشی درگل نداشتند)

اما در ادامه استقلال که هیچ حرفی برای گفتن نداشتند، دو بر یک عقب افتاد و روند بازی نشان می داد که اگر گلهای بیشتری نخورد، گل زدنی در کار نیست. تماشاچیانی که پیش از آن برای دایی، «توپ تانک فشفشه، ..» می خواندند، در دقایق انتهایی بازی که نتیجه مشخص شده بود، رکیکترین الفاظ را علیه مرفاوی به کار بردند. بعد از بازی، خیلی از اطرافیان مرفاوی علیه او مصاحبه کردند و در نهایت، مرفاوی ماند و فحش های خورده.

میرحسین حمله کن، احمدی نژاد سوراخه!

چندماه است که میرحسین کار خود را شروع کرده است. همه می دانند روش بازی او غلط است. همه می دانند تنها با حمله به دولت نهم و احمدی نژاد نمی توان رای جمع کرد. همه می دانند برای بردن بازی، باید برنامه داشت.

همه می دانند که یادآوری اشتباهات رقیب و استفاده از آنها شرط لازم برای برد است اما شرط کافی نیست.

همه می دانند کسی که ادعای ریاست جمهوری دارد باید برنامه داشته باشد.

اما میرحسین به جز جمع کردن گشت ارشاد برنامه ای ارائه نکرده است. کمتر از یکماه به برگزاری انتخابات مانده است و هنوز رئیس ستاد وی از آماده شدن برنامه های میرحسین در آینده ای نزدیک خبر می دهد!

تخریب احمدی نژاد، شاید از آرای او بکاهد اما به آرای میرحسین اضافه نمی کند. مردی که بیست سال سکوت کرده است باید خود را به مردم معرفی کند نه آنکه به خاطر مشاوره های دوستان جاهل دروغ بگوید. http://rajanews.com/detail.asp?id=29259

سیاست ما عین فوتبال ماست

اطرفیان امروز میرحسین می دانند که وی اشتباه می کند.  شاید خودش هم بداند. می دانند تکه تنها نقطه اتکایشان ضعف حریف است. بازی انتخابات دهم خیلی شبیه بازی استقلال سایپا است. همین اطرافیان که امروز علیه احمدی نژاد هر دروغ وناسزایی را می گویند، فردای انتخابات به میرحسین رحم نمی کنند. همانگونه که نیمکت نشینان استقلال و هوادارانش به مرفاوی رحم نکردند.

 

 

پی نوشت: مرفاوی بعد از بازی جمله ای به یاد ماندنی گفت: اکنون که شکست خورده ام، چه کسی به فکر من است؟

منبع بلاگ بحر    http://bahr.blogfa.com/post-124.aspx

سه شنبه بیست و نهم 2 1388

سخنی از آیت الله العظمی بهجت(مد ظله العالی) در مورد انتخابات:
"الحمدلله رب العالمین و الصلاه علی سید النبیاء محمد و آله ساده الوصیاء المطهرین"
در جواب سوال مکرر در مورد انتخابات ، {مطالبی ذکر می شود} با اشاره به آنچه در سال گذشته تذکر داده شده بود ، از بیاناتی که
اختصاص به زمان ومکان خاصی ندارد و در آنها تعیین توصیفی – که اتمّ و اعم و احسن واکمل و ادوم از تعیین اسمی است - شده بود.
از حذیفه (رضوان الله علیه) مروی است، که فرمودند: «کانوا یسالون رسول الله عن الخیر و کنتُ اساله عن الشر» ؛ باید بدانیم «
شر» چیست و «اهل شر»  کیست تا فرار از آن نماییم ، و « خیر» چیست و «اهل خیر» کیست تا به سوی آن فرار نماییم.
باید اهل انتخاب در پیاده کردن کبریات در صغیریات، وکلیات در جزئیات، روشن و با احتیاط باشند؛
و رضای خدای بزرگ را مقدم بر رضای غیر نمایند؛و فحص از عقلای متدینین که اصلح باشند نمایند؛ و در روشنی توقف ننمایند و در تاریکی
حرکت ننمایند؛
واز رشوه دادن ورشوه گرفتن (شیوه دول کفر)، دور باشند؛
با متدینین از عقلا، که محیط به مسائل شرعیه و با ایمان اعتقادی و عملی ، وپرهیزکار، و با تدبیر، و شجاعت ، و اعتدال فکری و مسلکی ، باشند
وبا غیر آنها سر وکار نداشته باشند، و مسلمان ها را گرفتار نکنند و کاری نکنند که در پشیمانی آن تدارکی نیست.
از وطن فروشی و وطن فروشان که غایت محبت دول کفر است دور باشید. عواقب وطن فروشان به دول کفر را ملاحظه بنمایید! دیدیم و
می بینیم که به محلل های خودشان، وفا نمی کنند، مگر تا زمانی که چاره ندارند، وپس از آن جز پشیمانی و عاقبت سوء برای تابعین آنها نمی ماند.
باید بدانیم که هیچ  نقصی در ممالک اسلامیه نیست که منسوب به دول کفر نباشد؛ و آنچه منسوب به آنها است ، نقص در اسلام و ایمان است ، یا
منتهی به آن است.
غیر از معصومین کسی نمی تواند بگوید: « همه چیز را می دانم، یا می بینم»؛ و کسی نمی تواند بگوید: « هیچ چیز را نمی دانم، وهمه
جا تاریکم»، بلکه هر عامل عادی، چیز هایی را می داند وباید حرکت کند و توقف ننماید، {و} بلکه باید از معلومات خود، مجهولات را استخراج نماید تا آنجا که بتواند؛ وچیز هایی را که نمی داند بایداحتیاط، و توقف، تفحص نماید تا به ندامت غیر مستدرک، مبتلا نشود.
واین مطالب برای جواب سوال ها،{ذکر شد} با اشتمال بر بیاناتی که اتمام حجت وتاکید آن است، تا آنکه علی العمیاء، به مسامحه، خود و
دیگران از مومنین را، در گمراهی وارد ننمایند.
کسانی که متحیر و مرددند، به آنها دستور داده شده و می شود:
ملاحظه کنید: کدامیک از{دو} حزب با ولایت علی (ع) موافق یا موافق تر است ؛ و کدام اعتقاد او عملاً انتظار مهدی را دارد یا متاکد
تر است ؛ کدام تغییری در امور دینیه داده یا نمی دهد ؛ کدام معتدل در فکر ، یا متلوّن است در اعتقاد یا عمل ؛ کدام ملکه تقوا و صدق و ائتمان دارد ، یا قوی تر است ؛ کدام در صفات شبیه کفر یا نفاق و کدام دور تر است ؛ و بالجمله کدام به خدای متعال و خاتم الانبیا و خاتم الوصیا (ص) نزدیک تر است.
از خداوند عظیم، موفقیت همه مومنین را بر مرضیات او، وتجنب از مبغوضات او را در همه جا ودر هر حال می خواهیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
                                                                           11/محرم/1418
منبع:کتاب به سوی محبوب

دوشنبه بیست و هشتم 2 1388

مراقب افکارت باش که گفتارت می شود
مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود
مراقب رفتارت باش که عادتت می شود
مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود
 امام علی (ع)

عجلعه نکنید الان می گویم که چرا این حدیث را جز دسته انتخاباتی گذاشته ام چون در این حدیث شریف از امام علی به افکار توجه شده است و افکار را سر منشا سرنوشت دانسته است که واقعا هم همین طور است . ما باید در اولین گام برای شناسایی نامزد اصلح و افکار ایشان به چه چیزی توجه کنیم و چگونه به صدق گفتار او پی ببریم ؟؟

 امام علی (ع) قضیه را روشن فرموده اند و فرموده اند که ماباید به گفتار سپس رفتار و عات وشخصیت توجه کنیم شاید عده ای بر این عقیده باشند که این حدیث بیشتر در مورد خود است اما خود چگونه شکل می گیرد ما خودمان را بر اساس انتخاب هایمان می سازیم وانتخاب رئیس جمهور نیز یک انتخاب برای خود وسرنوشت خود و مملکت اسلامی خود است و باید توجه کرد و به قول مرحوم آیت الله بهجت(رحمه الله علیه) ببینیم که کدام کاندیدا به آنچه می داند عمل می کند ...

ونیز به کلام بزرگان و علما توجه کنیم و بدانیم کلمه الله هی العلیا

والسلام علیکم

دوشنبه بیست و هشتم 2 1388

به گزارش ثانیه نیوز در روز شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ تحت یک مطلب خود 1
یک نامزد انتخابات دهم ریاست جمهوری که تلاش داشت نظر مراجع را نسبت به دولت نهم دچار خدشه کند. در این تحرک انتخاباتی خود ناکام ماند.
یک عضو جامعه مدرسین که ارتباط نزدیکی با بیت آیت‌الله نوری همدانی دارد در گفتگو با خبرنگار ثانیه‏نیوز، از حمایت این مرجع تقلید از نامزد گفتمان امام و رهبری خبر داد و گفت: ایشان شدیدا از مواضع غیر منصفانه یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری انتقاد کردند.
این عضو جامعه مدرسین افزود: در جریان دیدار یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، این نامزد محترم شدیدا از دولت نهم انتقاد کرد که آیت‌الله العظمی نوری همدانی این نامزد را دعوت به انصاف کرد و از عملکرد دولت احمدی‌نژاد حمایت کرد و فرمودند« همه دولت‌ها نقاط ضعف و قوت دارند که شامل دولت فعلی هم می‌شود ولی نقاط قوت این دولت کم نیست لیکن برخی مخالفین بی‌انصافی می‌کنند و به جای نقد، سیاه‌نمایی می‌کنند.»
به گزارش ثانیه‏نیوز، این عضو جامعه مدرسین اضافه کرد: حضرت آیت‌الله العظمی نوری همدانی به این نامزد محترم فرمودند: «شما چند سال در حاشیه بوده‌اید و در دورانی که دلسوزان نظام از عملکرد برخی دولتمردان به شدت گلایه داشتند چیزی نگفتید . شما هم باید پاسخ دهید در فصلی که به اسلام و نظام حمله می‌شد کجا بودید؟ و چرا سکوت کردید؟»
لازم به یاد آوریست این نامزد انتخابات ریاست جمهوری روز پنجشنبه ۲0 فروردین ۱۳۸۸، به دیدار برخی علما و مراجع عظام تقلید رفت که با فضا سازی بعد از این دیدارها، تلاش داشت این دیدارها را حمایت مراجع از خود القا نماید که چند روز بعد مراجع تقلید از جمله آیت‌الله نوری همدانی، آیت‌الله مکارم شیرازی و...اعلام کردند که «این دیدارها به معنای حمایت نیست.»
آیت‌الله نوری همدانی در دیدار با این کاندیدا علاوه بر مطالب فوق با گرامیداشت روز 20 فروردین ماه، سالروز قطع ارتباط سیاسی ایران با آمریکا و همچنین روز جشن هسته‌ای و علکرد دولت نهم در این مورد  خاطرنشان کردند: فن‌آوری هسته‌ای برای ما مسئله‌ای بسیار مبارک بوده و سبب شده است که ما امروز نظام قدرتمندی در دنیا داشته باشیم.
وی با اشاره به سخنان رهبر انقلاب به چاوز تصریح کرد: عصبانیت استکبار نیز در شرایط کنونی به این دلیل است که ما به کشوری تأثیرگذار در دنیا تبدیل شده‌ایم.
ایشان افزودند: امروز مملکت ما به اقتدار خوبی در سطح جهان رسیده و ما وظیفه داریم در تقویت نظام بکوشیم.
آیت‌الله نوری همدانی ادامه دادند: نظام اسلامی همانند موجود زنده‌ است که باید برای نگهداری این موجود زنده تلاش کرد.
آیت‌الله نوری همدانی با اشاره به اهمیت حفظ وحدت و اتحاد کشور در تمام دوران‌ها گفتند: امیدوارم انتخابات ریاست جمهوری نیز همچون گذشته با شکوه خاصی برگزار شود.
ایشان اضافه کردند: ما نیز به عنوان طلبه‌ای از طلاب حوزه علمیه قم همواره در خدمت نظام هستیم.
آیت‌الله حسین نوری همدانی در اواخر فروردین سالجاری در دیدار با استاندار قم، دستاوردها و عملکرد دولت نهم را ستودند و گفتند: احمدی نژاد بسیار برای کشور زحمت می‌کشند.
ایشان افزودند: برای نگهداری و حفظ این نظام باید همه تلاش کنیم و هر کس در حد وسع خود و بر اساس وظیفه باید در راستای حفظ و اقتدار نظام همت کند.
این مرجع تقلید با اشاره به تلاش‌های دولت نهم اظهار داشتند: این نظام در مذاق کسانی که فرهنگ و تفکر اسلامی دارند بسیار شیرین است، ولی در مذاق سلطه گران و دشمنان نظام بسیار تلخ است.
همچنین بعد از اجلاس دوربان آیت‌الله نوری همدانی با اشاره به برگزاری اجلاس ضدنژاد پرستی دوربان در سوئیس، شجاعت رئیس جمهور ایران را در این اجلاس ستودنی ارزیابی کرد.
ایشان افزودند: من پیگیر اخبار بودم و دیدم که با همه تحریم‌ها، توطئه‌ها و سخت‌گیری‌هایی که آمریکا، صهیونیست‌ها و پیروان آنها در جلسه اعمال کردند تا رئیس جمهور کشورمان نتواند صحبت کند، وی با شهامت و شجاعت به ارائه مطلب و بیان واقعیت هولوکاست پرداخت.

1)ناکامی یک نامزد ریاست‏جمهوری در دیدار با آیت‌الله نوری همدانی

دسته ها : فرهنگ انتخاب
شنبه بیست و ششم 2 1388
آیت الله یزدی اعلام کرد: حمایت اکثریت اعضای جامعه مدرسین ‌از کاندیداتوری احمدی‌نژاد

خبرگزاری فارس: رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: اکثریت اعضای این جامعه در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری از محمود احمدی‌نژاد به عنوان کاندیدای برگزیده حمایت خواهند کرد.‌به گزارش خبرگزاری فارس از قم ،آیت الله محمدیزدی رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در جمع خبرنگاران گفت: جامعه مدرسین که از قدیم ترین و مقدس‌ترین نهادهایی است که همواره مورد توجه متدینین و مردم بوده است. این نهاد معمولا در مسائل مهم کشور که قبل و پس از انقلاب اسلامی و در طی فراز و نشیب‌های مختلف پشت سر امام و رهبری حرکت کرده است.
وی افزود: جامعه مدرسین به دور از روش‌هایی که در احزاب سیاسی، گروه‌ها و جناح‌ها حاکم است سعی کرده بر اساس وظایف شرعی و دینی خود عمل نماید و تا امروز نیز این جامعه روحانی علمی، فقهی و سیاسی مورد توجه و علاقه مردم بوده است.
آیت الله محمد یزدی به دیدار سال گذشته اعضای جامعه مدرسین با مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت: در این دیدار مقام معظم رهبری فرمودند جامعه مدرسین وقتی کسانی را به عنوان مرجع معرفی می کند کسی سوال نمی‌کند که شما بر اساس چه سمتی این کار را انجام داده اید یعنی جامعه مدرسین دارای اعتبار ذاتی است که این اعتبار را از عملکرد خود در نیم قرن اخیر به دست آورده است و باید سعی کند این اعتبار آسیب نبیند.
آیت الله محمد یزدی به روند تصمیم گیری‌های جامعه مدرسین در مسائل سیاسی و کشور اشاره کرد و گفت: جامعه مدرسین در مسائل کلی نظام نقش دارد و وارد مسائل ریز و جزیی نمی‌شود و همواره سعی کرده است عملکرد خود را با مراجع عظام تحویل و مقام معظم رهبری در راستای اهداف عالی نظام هماهنگ نماید.
وی افزود: بر اساس اساسنامه جامعه مدرسین در مسائل مهم کشور دو سوم آراء جامعه ضروری است و یکی از مهمترین مسائل کشور نیز انتخابات ریاست جمهوری دهم است.
آیت الله یزدی خاطرنشان کرد: جامعه مدرسین از ماه ها پیش در کمیسیون مربوطه کلیات، شاخص‌ها و مسائل مربوط به انتخابات ریاست جمهوری را مورد بحث و بررسی قرار داد و نتایج را به شورای عالی مدرسین جهت تصمیم گیری نهایی ارائه داده است.
وی افزود: اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در چندین جلسه به صورت محرمانه در خصوص انتخابات ریاست جمهوری به بحث و بررسی پرداختند.
رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم افزود: رأی گیری نهایی طی هفته‌های گذشته انجام شد و با توجه به اینکه تنها سه رأی با میزان حد نصاب فاصله وجود داشت و با عنایت به محدود بودن زمان اعلام نظر به این نتیجه رسیدیم که اعلام کنیم اکثریت اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از کاندیداتوری جناب آقای دکتر احمدی نژاد حمایت کردند.
وی تأکید کرد: این تصمیم جامعه مدرسین به دور از هرگونه معیارهای حزبی و سیاسی ارتقا شده و بر اساس تکلیف و وظیفه شرعی بوده است.
آیت الله یزدی به دلایل این حمایت اشاره کرد و گفت: جناب آقای احمدی نژاد در مقایسه با سایر افراد به ارزش‌های اسلامی توجه بیشتری داشته و شاخص‌های مورد نظر امام و رهبری را رعایت می‌نماید.
وی افزود: خدمات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایشان و همچنین مردمی بودن آقای احمدی‌نژاد دیگر از دلایل حمایت جامعه مدرسین ایشان می‌باشد.
آیت الله یزدی در عین حال تصریح کرد: حمایت جامعه مدرسین به معنای تأیید مطلق نیست و همواره ضعفها و نواقص دولت نهم در جلسات مطرح و مستقیما به جناب آقای احمدی نژاد گوشزد شده است.
رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم افزود: نظر شخصی بنده به عنوان یکی از اعضای جامعه مدرسین قبلا اعلام شده است و مجددا عرض می‌کنم به هیچ وجه مجوز شرعی برای عبور از آقای احمدی نژاد را ندادیم و البته این نظر شخصی بنده می‌باشد.
آیت الله یزدی بر اهمیت حضور مردم در انتخابات اشاره کرد و گفت: اهمیت حضور مردم در انتخابات بر هیچ کس پوشیده نیست و وظیفه شرعی ، عقلانی و ملی مردم این است که در انتخابات شرکت کنند.
وی افزود: دنیا بر اساس میزان شرکت مردم در انتخابات در مسائل مختلف تصمیم گیری می‌کند و میزان شرکت‌کنندگان در انتخابات اعتبار نظام و حکومت اسلامی را بالا می برد. هر ایرانی که می خواهد اعتبار کشورش در دنیا بالا رود باید در انتخابات شرکت نماید.
رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تأ‌کید کرد: هیچ روزی همچون امروز کشور ما موقعیت و نفوذ جهانی را نداشته است و همین اینک در خیلی از مسائل کشور ما حرف نخست را در منطقه می‌زند.

شنبه بیست و ششم 2 1388

سه نوع نظام رای‌گیری معروف وجود دارد: 
 
اکثریتِ نسبی (Plurality)– نامزدی که از دیگران رای بیشتری به دست آورده باشد انتخاب می‌شود.
[تصور کنید صد هزار نفر رای داده باشند. نامزدی پیروز است که بیشتر از سایرین رای آورده باشد حتی اگر 30 هزار رای آورده باشد (کمتر از نصف آراء)]
گاهی به این شیوه رای‌گیری «برنده همه را جمع می‌کند» هم می‌گویند. این سیستم در بریتانیا، ایالات متحده امریکا، هند و خیلی جاهای دیگر به کار گرفته می‌شود.
اکثریت (Majority)– نامزدی پیروز می‌شود که از سایر نامزدها باهم رای بیشتری آورده باشد. این انتخابات اغلب در دو مرحله برگزار می‌شود که طی آن کسی که در مرحله اول می‌بازد دیگر در مرحله دوم شرکت نمی‌کند.
تناسبی (PR) – شایع‌ترین نوع این انتخابات وقتی است که رای‌دهندگان لیست نامزدهای حزب خود را انتخاب می‌کنند و کرسی‌ها براساس لیست‌هایی که بیشتر رای آورده‌اند تخصیص داده می‌شود. این سیستم در بیشتر کشورهای اروپایی، افریقای جنوبی و همچنین در رژیم غاصب اسراییل به کار گرفته می‌شود.
شیوه دیگری هم وجود دارد به نام (Single_Transferable_Vote) که طی آن رای‌دهندگان می‌توانند در برگه رای نام نامزدهای خود را به ترتیب اولویت بنویسند. هر کدام از این شیوه‌ها هواداران و مخالفان خودش را دارد. اگر می‌خواهید درباره استدلال هواداران و مخالفان بیشتر بدانید می‌توانید به سایت:www.electoral-reform.org.ukمراجعه کنید.
منبع:JadidNews.com

دسته ها :
شنبه بیست و ششم 2 1388

راستی یه عده می گن چرا وقتی نظریات تئوریسین های اصلاحات را گذاشته ای چرا نظریات اصولگرایان را نمی کذارید. ما هم در جواب می گوییم در دسته سیاسی تحت نام راهبر اصول گرا یه مطلبی هست با لینک http://www.tebyan.net/Weblog/ehsanjg/index.aspx?TopicID=4655 

انشا ا.. بعدها بیشتر از این هم می نویسم .

دسته ها : سیاسی
پنج شنبه بیست و چهارم 2 1388

 متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
جناب آقای میر حسین موسوی
کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
ضمن عرض سلام و خوش آمد گویی به جهت حضور شما در شهر فرهنگ و ادب، شیراز؛ما دانشجویان دانشگاه شیراز لازم می بینیم پاسخ ابهامات و سوالاتی را که در ذهنمان در خصوص عملکرد شما در دوران حاکمیت نظام جمهوری اسلامی بوجود آمده است از محضر شما جویا باشیم.امید است با پاسخ های روشن و مدبرانه شما این ابهامات از اذهان دانشجویان به عنوان نوک پیکان تحولات اجتماعی رخت بر بسته و افکار عمومی از فضای غبار آلود کنونی خارج گردد.

1- به عنوان دانشجویان جوانی که دوران انقلاب را درک نکرده ایم ،آیا می شود قدری پیرامون سوابق انقلابی و مبارزاتی پیش از انقلاب شما بدانیم؟
2- مگر نه اینست که اگر شخصی بخواهد از مقام و مسئولیتی که دارد استعفا دهد باید نامه درخواست استعفای خود را به مقام مافوق خود ارائه دهد؟ پس چرا شما نامه استغفای خود را در مقام نخست وزیری دولت در سال 67 خطاب به ملت نگاشتید و با عنوان«ملت قهرمان ایران» متن استعفا را ارائه دادید؟و اساسا چرا رئیس جمهور وقت و امام راحل که باید اولین کسانی باشند که در جریان استعفای شما قرار بگیرند ، از طریق رادیو و روزنامه ها از استعفای شما مطلع شوند؟ اگر یادتان باشد امام در بخشی از بیانیه خود نوشتند«....حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید، لااقل من و یا مسئولین رده بالاى نظام را در جریان مى‏گذاشتید...». صحیفه نور، ج‏21، ص: 124
3- خاطرتان هست که امام ، پس از استعفای شما در بخشی از بیانیه نوشتند«...در زمانى که مردم حزب ا.... براى یارى اسلام فرزندان خود را به قربانگاه مى‏برند چه وقت گله و استعفا است...» صحیفه نور، ج‏21، ص: 124 . این کم صبری خود را چگونه توجیه می کنید؟مگر تحمل شما نسبت به ناملایمات و بحران های عرصه سیاست و اداره کشور نسبت به آن زمانی که 48 ساله و جوان تر بودید بیشتر شده که پس از 20 سال دوباره به عرصه اداره مملکت بازگشتید؟
4- گویا شرایط کشور را به هیچ وجه رضایت بخش نمی دانید به یادمان می آید که شما بدان جهت که در سالهای نخست وزیریتان به دلیل آنکه چند تن از وزرای پیشنهادیتان در اخذ رای مطلوب و مکفی از مجلس شورای اسلامی ناتوان ماندند، استعفا داده اید؛ آیا اگر هم اکنون نیز کشور در شرایط بحرانی قرار گرفت شما باز دست به استعفا خواهید زد و در برابر مشکلات جا خالی می کنید؟
5- به نظر می رسد حبس 3 روزه شما پس از استعفا توجیه درستی نداشته باشد، شما سه روز خود را در منزل حبس کرده بودید؟چرا با وجود پیام های امام عزیزمان توسط مرحوم حاج احمد آقا خدمت امام نرسیدید؟آیا درست است شما پس از تهدید امام مبنی بر اینکه اگر نیایید،نامه ای خطاب به مردم خواهند نوشت که برای دنیا و آخرت شما خوب نیست ، آنگاه به دیدار امام شتافتید؟می خواهیم بدانیم اصل ماجرا چه بوده؟
6- در مصاحبه مطبوعاتی خود در 17 فروردین 88 اظهار نموده اید که چون در دولت آقایان هاشمی و خاتمی کشور در مسیر خود حرکت می کرد ، ضرورتی برای حضور در صحنه انتخابات نداشته ام. سوال این است که در دوره ی آقای هاشمی شاهد تورم 5/49% نبودید که مستضعفان (و به قول آقایان اقشار آسیب پذیر!)زیر چرخ سیاست های لیبرالی در حال له شدن بودند و قلیلی مشغول به فربه شدن !!! شاید هم ندیدید تمرکز قدرت و ثروت در پایتخت و فراموش شدن سایر مناطق.
7- آقای موسوی آنگاه که تجدید نظر طلبان و دشمنان نظام که تا برهه ایی لباس دوست به تن داشتند، تاب نیاوردند و ذوق زده از فضای مساعد علنا علیه باورهای دینی و مذهبی خروشیدند، شما را چه شد که حتی بیانه ایی کوتاه در محکومیتشان صادر نکردید ؟
8- گفته بودید می خواهم راه شهدا را ادامه بدهم آفرین بر شما! اما نشست و برخاست با کسانی که نه دل در گرو مملکت دارند و نه دلسوز دین با راه شهدا چه سنخیتی دارد ؟ بگویید اعضای قلیل العده گروهک غیرقانونی نهضت آزادی با شهدایند یا علیه آنان ؟ با انقلاب هستند یا خیالات خامی در ذهن می پروراندند ؟ آیا نامه امام راحل به وزیر کشور وقت را دیده اید ؟ اختلاف امام با نهضت آزادی مبنایی است یا سلیقه ایی ؟ اختلاف شما با نهضت آزادی چگونه است ؟ البته اگر اختلافی دارید
9- چهارچوب گفتمانی شما کجاست ؟ مرزهای تئوریک خود را مشخص کنید ؟ این چگونه چهارچوب فکریست که از احزاب وابسته به آقای هاشمی همچون کارگزاران تا مشارکت حجاریان وحزب نامشروع مجاهدین نبوی و تاج زاده و مجمع روحانیون خوئینی ها وحتی نهضت آزادی سحابی و یزدی تا برخی گروه های اصولگرای دلخور از احمدی نژاد را با این همه اختلاف سلیقه دور شما جمع می کند؟
10- تشکیل حکومت جهانی اسلام آرمان امام امت و امت امام بود ، که در تاریخ 2/9/67 طرح نمودید ، برنامه شما جهت حمایت از مستضعفین عالم و جنبش های اسلامی وتشکیل حکومت جهانی اسلام و اهداف آرمانی انقلاب اسلامی چیست ؟آیا موضع گیری شما در خصوص سخنرانی عدالتخواهانه رئیس جمهور دراجلاس ژنو منبعث از رویکرد شما نسبت به مستضعفین جهان است ؟
11- لطفا خیلی واضح و شفاف بگویید چرا در سفر قم و در جریان دیدار با علما ، با آقای منتظری دیدار نکردید ؟
13- شما به دولت فعلی که ساده زیستی در امور را رعایت می کند، اعتماد به نفس ملی را افزایش داده و با بدنه مردم در ارتباط هست و ... دهها نقد وارد کرده اید آیا اصولا نقطه قوت در عملکرد این دولت مشاهده کرده اید ؟
13- شما در شرایطی وارد عرصه شدید که آقای خاتمی زودتر از شما اعلام حضور کرده بودید و می گفت «یا من یا میرحسین »پس چرا بعد از آقای خاتمی اعلام حضور کردید و مگر چه تفاوتی بین خود و آقای خاتمی دیدید که با وجود نامزدی آقای خاتمی شما وارد عرصه شدید؟
14-جناب عالی در حالی از تغییرات اتوبوسی انتقاد می کنید در صورتیکه وقتی آقای توکلی از وزارت کار دولت شما کنار رفت و آقای سرحدی زاده وزیر کار شد دستور داید همه مدیرانی که آقای توکلی گذاشته برکنار شدند و یا به مجرد اینکه آقای پرورش از وزارت آموزش و پرورش کنار رفت و آقای اکرمی وزیر شد ،‌در یک صبح زود کاری حکم عزل بیش از 20 مدیر کل روی میزشان بود.این گغتار و آن رفتار را چگونه توجیه می کنید.
15- راستی! همسر شما ،‌سرکار خانم رهنورد در آبان ماه 58 طی مصاحبه ای رسمی با روزنامه جمهوری اسلامی ابراز داشته اند که« چون حرف سر این است که چه تیپ دولتی روی کار می‌خواهد بیاید، به نظر من در درجه اول باید انشاء الله دولتی روی کار بیاید که اول از نسل جوان و زبده باشد، به هیچ‌وجه سن‌های بالا کارایی ندارند.» یک سوال،آیا همسرتان به شما به عنوان نامزد ریاست جمهوری که به سن 68 سالگی رسیده رای خواهند داد؟

پنج شنبه بیست و چهارم 2 1388

بسیار دور از ذهن است باور کنیم اصلاح طلبانی که تا دیروز تز" هر کس غیر از احمدی نژاد " را سر می دادند امروز در دو جبهه ، مقابل یکدیگر قرار گرفته باشند .

استراتژیست‌های دوم‌خرداد به اقدامات دولت نهم به نفع طبقات و اقشار پایین جامعه (از لحاظ اقتصادی) همچنین میزان محبوبیت  دکتر احمدی نژاد در بین توده های مردم آگاهند ، آنان علی رغم تبلیغات خود علیه دولت نهم ، در یافته اند که احمدی نژاد رای قابل توجهی را در میان عموم مردم خصوصا اقشار متوسط و پایین جامعه ، استانهای محروم ،حاشیه ای و در حال رشد و همچنین مذهبیون نا راضی از جریانهای غیر دینی اصلاحات دارد.این مساله از یک سو و اینکه ممکن است ورود اصلاح طلبان به عرصه انتخابات با کاندیدای واحد ،اصولگرایان را بر اجماع بر دکتر احمدی نژاد ترغیب نماید ،ترجیح دادهاند  با دو کاندیدا وارد عرصه رقابتهای انتخاباتی شوند. مهندس میر حسین موسوی به عنوان کاندیدای اصلی و حجت الاسلام مهدی کروبی به عنوان "کاندیدای رای شکن".

در همین راستا اصلاح طلبان سعی میکنند ضمن حمایت قاطع از میر حسین قسمتی از نیروهای خود را به سوی اردوگاه آقای کروبی گسیل دهند، تا شیخ اصلاحات را به ماندن در عرصه ترغیب و تشویق نمایند.اینان خوب میدانند که آقای کروبی با توجه به موقعیت قومیتی،سابقه انقلابی ، شعارهای اقتصادی و همچنین توان جذب قسمتی از آراء اقشار محروم جامعه میتواند " رای شکن " خوبی علیه دکتر احمدی نژاد باشد به همین منظور گروهی از اصلاح طلبان همچون عطاالله مهاجرانی ، محمد علی ابطحی ، غلامحسین کرباسجی ، مسعود نیلی ، عباس عبدی و تیم رسانه ای قوچانی- عطریانفر که کسی در میر حسینی بودن آنان شکی ندارد به سوی کروبی روی آورده اند.

این مساله به هیچ وجه قابل هضم نیست که دبیر کل کارگزاران سازندگی به ستاد کروبی پیوسته باشد در حالی که این حزب در بیانیه ای رسمی از میر حسین موسوی حمایت کرده باشد و یا مشاوران ف وزرا و معاونان آقای خاتمی از نامزد مورد حمایت ایشان یعنی مهندس موسوی  روی گردانده باشند.

با این تفاسیر بر خلاف عقیده عمومی مبنی بر شکستن آرائ اصلاح طلبان در صورت دو کاندیدا از سوی اصلاح طلبان به عرصه انتخابات  ریاست جمهوری ، باید عنوان کرد که ورود دو کاندیدا از این جناح سیاسی  صرفا تاکتیکی است که از سوی استراتژیستهای دوم خرداد طراحی شده است و متاسفانه آقای کروبی به عنوان مهره ای تاثیر گذار در این سناریو خواسته یا ناخواسته نقش بازی می کند و راه را برای به قدرت رسیدن تند روها هموار می کند.

در این میان اما برخی از بازیگران پنهان عرصه سیاست سعی دارند ضمن تخریب گسترده دولت نهم  چهره های دیگری را نیز از میان اصولگرایان به میدان رقابت وارد کنند. حضور آقای محسن رضایی پس از ناکامی برخی از سیاسیون برای ورود سردار دکترقالی باف در عرصه انتخابات از این جریان حکایت دارد.

محسن رضایی با علم به اینکه نمی تواند توفیقی در عرصهرقابت با احمدی نژاد و حتی میر حسین و کروبی داشته باشد با چراغ سبز برخی سیاسیون پشت پرده  در عرصه انتخابات وارد شده است. حضوری که تنها میتواند قسمتی از آراء دکتر احمدی نژاد را در میان برخی از اصولگرایان به خود جلب کند.

در آخر آنکه مخالفان دولت پس از ناکامی در ترغیب مردم در جهت رویگردانی از احمدی نژاد سعی در شکستن آراء احمدی نژاد به هر تاکتیکی دارند و در این راه حاضر به قربانی کردن هر کسی هستند.

برگرفته از سایت ریئس جمهور ما http://ourpresident.ir

پنج شنبه بیست و چهارم 2 1388

تعدادی اس ام اس احمدی نژادی برای دانلود به صورت rar که در آن txt و pdf است با حجم حدود 100 کیلو بایت اماده است: لینک دانلود

http://host.bdl.ir/ehsanjg/sms.rar

چهارشنبه بیست و سوم 2 1388
X