معرفی وبلاگ
صفحه ها
دسته
پایگاه های مهم
سخن روز
دوستان وبلاگی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 230548
تعداد نوشته ها : 151
تعداد نظرات : 62
Rss
طراح قالب
GraphistThem272
تاثیر انقلاب اسلامی بر عربستان سعودی (8)
دکتر عباسعلی فرزندی اردکانی
هر چند عوامل ساختاری متعددی در دولت عربستان وجود دارد که زمینه تاثیرگذاری و دخالت آمریکا در جهت گیری های این کشور را فراهم نموده و پایین بودن درجه مشروعیت دولت سعودی در سطح مردم و گروه های اجتماعی، ماهیت مذهبی حکومت و نفوذ ساختاری وهابیت در نظام سیاسی این کشور، توانایی ها و قابلیت های پایین نظامی و دفاعی عربستان، وابستگی ها و مشکلات فنی و تکنولوژیک این کشور و ویژگی های اقتصادی عربستان و وابستگی کامل به صادرات نفت از اهم این عوامل به حساب می آیند و متاثر از این وضعیت تغییر و تحول عمده در تعامل سیاسی عربستان با آمریکا متصور نیست، اما وقوع حوادث 11 سپتامبر 2001 و ایراد اتهامات تروریستی علیه سعودی ها، انتقاد از عملکردهای فرهنگی، آموزشی آنها و اعمال فشار بر این کشور برای اصلاحات در نظام سیاسی تغییراتی را در نگرش دولت عربستان نسبت به آمریکا به وجود آورده است.
عملکردهای سیاست های آمریکایی ها این زمینه را فراهم نموده است که سعودی ها دیگر نتوانند به دولتمردان آمریکا برای حفظ موقعیت و بقای خود بدون قید و شرط تکیه کنند، زیرا حکام آل سعود دریافتند که آمریکایی ها صرفا به منافع خود در عربستان می اندیشند و لزوما این منافع همواره با خواست جریان حاکم در عربستان همراه نیست از طرفی دیدگاه بخشی از گروه ها و جمعیت های عربستانی نیز برخلاف سیاست سعودی ها مخالف ارتباط در سطح گسترده با آمریکا بوده و همواره تلاش می کنند که چالش ها و آسیب هایی را در این زمینه برای آمریکا ایجاد کنند. حمله جریان های سلفی به مقر آموزشی گارد ملی سعودی در ریاض، انفجار الخبر و پایگاه هوایی نیروهای آمریکایی در ژوئن 1996 که منجر به کشته شدن 19 آمریکایی شد و بمب گذاری ریاض در می 2003 که 8 آمریکایی در آن کشته شدند و... از نمودهای بارز جو ضد آمریکایی گروه ها و جمعیت های سازمان یافته عربستانی است. دیدگاه مردم و افکار عمومی عربستان سعودی نیز نسبت به آمریکا و عملکرد آن دیدگاه نامطلوب و منفی بوده و براساس نظرسنجی های انجام شده در آوریل 2002 نظر مردم عربستان نسبت به آمریکا 87 درصد نامطلوب و در ژوئن 2004 به 94 درصد افزایش یافته است. بر این اساس رشد افکار ضد آمریکایی در میان مردم عربستان، شکل گیری و افزایش قدرت گروه های متعصب مخالف آمریکا در عربستان ،تفاوت مبانی، ساختار و ارزش های فرهنگی و مذهبی در عربستان و آمریکا، فشارهای درونی در عربستان برای تغییرات در سیاست خارجی عربستان با آمریکا از جمله چالش هایی است که آمریکایی ها در عربستان با آن مواجه هستند. از طرفی با وجود سیاست ها و نگرش های نامطلوب آل سعود نسبت به جمهوری اسلامی در دهه اول پیروزی انقلاب اسلامی و رقم خوردن شرایط خاص در منطقه به ویژه شکل گیری تهدید از ناحیه رژیم بعثی سابق در عراق علیه عربستان و اثبات صداقت جمهوری اسلامی در تعامل با کشورهای منطقه رفته رفته این نگرش تعدیل شده به گونه ای که در زمینه های مختلف توسعه روابط دو کشور را شاهد بوده ایم و حتی رهبران عربستان از طرح ایجاد ساختار امنیت جمعی در منطقه با حضور ایران حمایت کرده اند. مواضع و دیدگاه گروه ها و جمعیت ها نیز به دلیل این که اساسا با توجه به سیستم سیاسی عربستان نمی توانند مواضع روشنی را اتخاذ نمایند، اما با این وجود برخی از گروه ها موضع گیری های همراه با جمهوری اسلامی از خود نشان داده و در مواردی نیز حداقل با دشمنان فرامنطقه ای ایران اسلامی چون آمریکا مواضع مخالف دارند حتی در میان برخی رسانه ها دیدگاه متعادل و در مواردی همراه با جمهوری اسلامی مشاهده می شود. در زمینه افکار عمومی عربستان هم هر چند به دلیل انجام نشدن نظرسنجی نمی توان ارزیابی دقیقی ارائه نمود، اما به دلیل مواضع و اقدامات جمهوری اسلامی در مورد نظام سلطه و پایگاه منطقه ای آن یعنی رژیم جعلی اسرائیل از یک سو و وضعیت طبقاتی حاکم بر جامعه عربستان از سوی دیگر و به ویژه با فضای سیاسی بعد از حادثه 11 سپتامبر و رشد احساسات ضد آمریکا در افکار عمومی ملت ها از جمله عربستان و شرایط ناشی از اقدامات وحشیانه رژیم صهیونیستی در برخورد با ملت لبنان و مردم غزه و شکست مفتضحانه این رژیم و ... باعث شده است افکار عمومی عربستان نسبت به جمهوری اسلامی متمایل شود و دولتمردان عربستان را در تعامل با مسئولان جمهوری اسلامی ایران به نرمش بیشتر وادارد به گونه ای که حضور ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در موسم حج 86 و حضور رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و ریاست مجلس خبرگان رهبری در سال جاری و شرکت ایشان در مجمع گفت وگوی ادیان که اثرات زیادی بر افکار عمومی عربستان داشت در این راستا قابل تحلیل بوده و از وجود ظرفیت ها و قابلیت های همگرا و فرصت هایی برای جمهوری اسلامی ایران در جامعه عربستان ناشی از تاثیر انقلاب اسلامی و عربستان حکایت دارد.
منبع : روزنامه صبح صادق دوشنبه 14 بهمن  1387

 تاثیر انقلاب اسلامی بر عربستان سعودی (7)
دکتر عباسعلی فرزندی اردکانی
هر چند با تحلیل وقایع و تحولات سیاسی - اجتماعی در عربستان در طول سه دهه پیروزی انقلاب اسلامی جهت گیری ها و رویکردهای مختلفی از ناحیه سازمان ها، جریانات و گروه ها نسبت به حکومت مشاهده می شود، ولی آنچه به عنوان یک واقعیت وجود داشته و انکارناپذیر است پیدایش و تقویت روحیه تعصب گریزی، نفی تبعیض و تمایل به استقلال و نگرش مبارزه با وابستگی به بیگانگان در میان اقشار مختلف اجتماعی اعم از شیعی مذهب و سنی مذهب است که به نظر صاحب نظران جهان اسلام ناشی از تاثیرات انقلاب اسلامی بر مسلمانانی است که انقلاب اسلامی را سمبل عزت و کرامت اسلامی در مقابل نظام سلطه می دانسته اند. این دیدگاه چنان زمینه ای را فراهم نموده است که تشکل ها و مجموعه های سازمان یافته شیعی تعقیب کننده خواسته های شیعیان در مقابل نظام سیاسی عربستان، شرایطی برای حاکمیت به وجود آوردند که همواره و به صورت مستمر آنها برای کنترل فشارهای اجتماعی مجبور شوند با روش های مختلف نظر مخالفان را تامین کنند که به عنوان نمونه جنبش اصلاح طلبان (سازمان انقلاب اسلامی جزیره العرب سابق) در مذاکرات خود با حکومت در مقابل متوقف شدن فعالیت های سیاسی - تبلیغاتی خود علیه جریان حاکم خواسته است تا به این امور جامه عمل بپوشاند:
1- رژیم به مذهب شیعه به عنوان یکی از مذاهب رسمی احترام گذاشته و به حقوق شیعیان در انجام امور مذهبی اعتراف نماید.2- حکومت به شیعیان اجازه ساختن مساجد و حسینیه ها و بازسازی مراقد مطهر امامان بقیع بدهد.3- شیعیان در مناطق خود از تعلیمات دینی طبق مذهب شیعه برخوردار شوند.4- شیعیان بتوانند در کشور حوزه های علمیه و مدارس علوم دینی تامین کنند.5- شیعیان برای انجام شعار و مراسم مذهبی آزاد باشند.6- حملات علیه شیعه متوقف و به شیعیان اجازه داده شود از مذهب تشیع دفاع کنند.7- شیعیان اجازه ورود و خروج کتاب و انتشار روزنامه و مجله را داشته باشند.8- به محاکم قضایی شیعیان همانند سایر محاکم قضایی عربستان صلاحیت داده شود. 9- تبعیض مذهبی در امور مختلف اعم از سیاسی - فرهنگی به ویژه در دانشگاه ها، مراکز دولتی و.. برداشته شود و به محرومیت های مناطق شیعه نشین پایان داده شود وحزب الله حجاز که مجموعه ای بنیان نهاده شده بر پایه اعتقادات دینی است نیز با اعتقاد به این که حکومت آل سعود با تکیه بر بیگانگان قدرت یافته و با تکیه بر دیدگاه های قومی - فرقه ای به صورت ناعادلانه بر ملت عربستان حکمرانی می کند مشروعیت نداشته و در این راستا با شیوه های مختلف مخالفت خود را با این حکومت اعلام می کند و عموما با توسل به مبارزات سیاسی - تبلیغی حتی مذاکره با آل سعود را مردود شمرده است. تجمع علمای شیعه نیز تشکل دیگری است که به وسیله جمعی از طلاب و علمای شیعه عربستان تشکیل شده و عموما بیرون از عربستان با فعالیت های فرهنگی - تبلیغاتی مخالفت خود را با حکومت آل سعود دنبال می کند و... مجموعه این وضعیت نشان می دهد که مخالفت روبه رو رشد طبقات اجتماعی و جریانات سازمان یافته در عربستان با وجود عقب نشینی های حاکمیت و در مواردی تمسک به سیاست های اصلاح طلبانه در مقابل مخالفان نیز به صورت مستمر بر ابعاد مخالفت خود افزوده اند تا حدی که حکومت را با چالش های اساسی روبه رو نموده اند، زیرا ماهیت وهابیت و نظام برخاسته از آن که با حمایت اردوگاه سلطه در مقدس ترین سرزمین های اسلامی شکل گرفته به دلیل ناسازگاری با اسلام ناب و تعارض با اهداف و منافع امت اسلامی بر ملا شده و ضرورت بازگشت به اسلام حقیقی و احیای هویت مسلمان ها متاثر از انتشار آموزه های انقلاب اسلامی به صورت جدی مورد توجه بخش هایی از جامعه عربستان قرار گرفته است و به تعبیری لزوم شناخت ماهیت «اسلام آمریکایی» و مخالفت با آن ضرورت شناخت «اسلام ناب» و پاسداشت از آموزه های آن در کشور عربستان نیز طرفدارانی دارد که این وضعیت عمق و گستره تاثیرگذاری انقلاب اسلامی را در محیط پیرامون و به ویژه بر کشوری که در تاریخ معاصر مرکز امید ابرقدرت ها قلمداد شده، به نمایش می گذارد.
منبع: روز نامه صبح صادق روز دوشنبه 7 بهمن 1387 شماره 386

راستی من به جز این قسمت که از اینجا http://www.sobhesadegh.ir گرفتم بقیه را تایپ کردم

تاثیر انقلاب اسلامی بر عربستان سعودی (6)
دکتر عباسعلی فرزندی اردکانی
علاوه بر شیعیان که به دلیل بی عدالتی ها و اعمال سیاست های متحجرانه فرقه ای با جریان وهابیت و حکومت آل سعود مخالفت دارند و با وجود موج گسترده برخوردهای امنیتی و محرومیت های سیاسی - اجتماعی، هر روز بر انسجام قدرت آنها افزوده می شود، جریان حکومتی در این کشور از ناحیه نسل دوم و سوم تجدیدنظرطلبی های وهابی و همچنین برخی جناح های داخلی حاکمیت با مشکلاتی مواجه است. با توجه به این که میان نسل جدید وهابی به دلیل رشد اقتصادی وتحصیل در بدون عربستان با واقعیت های جدیدی آشنا شده اند و براساس برداشت های خود نوسازی نظام سیاسی را ضروری قلمداد کرده و حتی به تدریج برای تحقق خواسته خود به رویکردهای مسلحانه متوسل شده اند و در نهایت نیز با تشکیل جریاناتی چون القاعده و سازمان های اقماری آن مبارزه با آل سعود و هم پیمانان و پشتیبان آن یعنی آمریکا را مدنظر قرار داده اند که واضح است که حکومت آل سعود ازناحیه آنها همواره مورد تهدید خواهد بود. از طرفی اما در حال حاضر سه جناح عمده در داخل آل سعود وجود دارد که هر یک برای بسط قدرت جناح خود تلاش می کنند. گروه اول خاندان فهد است که از دهه 1960 به صورت گروه غالب در خانواده سعودی بوده است و نایف عبدالعزیر، سلطان بن عبدالعزیز، سلمان بن عبدالعزیز که همگی از یک مادر و وابسته به قبیل سدید هستند، از این گروه می باشند. گروه دوم که ملک عبدالله از آن خانواده در حال حاضر پادشاه عربستان است، ازمادر دیگری هستند که به قبیله شمر وابسته اند و گروه سوم فرزندان فیصل هستند که از تشکیلات منسجمی برخوردار نیستند و افرادی چون خالدبن فیصل و ترکی فیصل به آن تعلق دارند. در کنار این گروه بندی ها در جریان سیاسی حاکم برخی گروه های سیاسی دیگری با هویت لیبرال و مذهبی نیز در عربستان وجود دارند که با سیاست حاکم توافق ندارند، ولی آنها تاثیرگذاری قابل توجهی بر وضعیت حکومتی ندارند.
در عین حال هر چند در عربستان سعودی فعالیت احزاب، دستجات و گروه های سیاسی ممنوع بوده و حتی انتقاد از رفتار سیاسی حکومت جرم تلقی می شود و بر این اساس تشکل ها و گروه های سیاسی نمی توانند به صورت رسمی و علنی فعالیت کنند اما امروزه سازمان ها و جنبش هایی در عربستان مانند گروه ها و جنبش های سلفی و اخوانی ها، گروه ها و جنبش های روشنفکر و اصلاح طلب، گروه ها و جنبش های اصلاح طلب دین گرا و گروه ها و جنبش های شیعی چون سازمان انقلاب اسلامی جزیره العرب که در سال های اخیر به «جنبش اصلاح طلبان جزیره العرب» تغییر نام داده است، حزب الله حجاز، تجمع علمای شیعه و... وجود دارند که به صورت پیدا و پنهان و با روش های مختلف نارضایتی و مخالفت خود راباحکومت فرقه ای- قومی وناعادلانه اعلام می کنند.
نکته مهم این است هر چند این جریانات در مقابل متوقف شدن فعالیت های سیاسی تبلیغی خود و برداشته شدن برخی فشارها بر طرفداران سازمان به نظر می رسد که در مقابل آن چه از دست داده اند، امتیاز چندانی به دست نیاورده اند، اما به نظر صاحب نظران نارضایتی و مخالفت مردمی در ابعاد مختلف از حکومت همچنان به صورت پیدا و پنهان وجود دارد و نظام حکومتی را گریزی از آن نیست!
منبع: روزنامه صبح صادق دوشنبه30 دی 1387 شماره 385

تاثیر انقلاب اسلامى بر عربستان سعودى (5)
تبعیض گسترده وبی عدالتی های اعمال شده بر جوامع عربستان توسط حکومت آل سعود در عربستان شرایط اجتماعی را در این کشور به گونه ای رقم زده بود که با پیروزی انقلاب اسلامی وانتشار اولیه آموزه ها وارزش های آن باعث شد تا زمینه تحولات اجتماعی در عربستان فراهم شود . باپیروزی انقلاب اسلامی دولت عربستان با وجود برخورد ظاهری دوستانه با جمهوری اسلامی شاید با در نظر گرفتن این موضوع که سرنگونی سلطنت در ایران و برپایی حکومت مردمی - اسلامی می تواند تاجو تخت های دیگر رابا خطر روبه رو کند با هدف پیشگیری از تاثیر آموزه های انقلاب اسلامی بر افکار عمومی مردمی دست به اقدام پر هزینه ای زد که اخراج افسران و درجه داران شیعه از ارتش ، اخراج بسیاری از متخصصان وکار گران شیعی مشغول به کار در شرکت نفتی آرامکو ، ممنوعیت از استفاده از میکروفون و بلندگو در مساجد شیعی ، بازرسی  و تفتیش ناگهانی و به صورت متوالی خانه های مردمی ، ممنوعیت مسافرت سیعیان عربستانی به ایران و ... از جمله آنها است. اما با وجود این چنین اقداماتی آگاهی وبیداری ناشی از آموزه های انقلاب اسلامی که بخش هایی از مردم عربستان به ویژه شیعیان این کشور را که به دلیل اعمال سیاست های تبعیض آمیز فرقه ای از ناحیه حکومت در اوج نارضایتی به سر می بردند ، فرا گرفته بود.
زمینه اظهار و ابراز نارضایتی مردمی را درعربستان فراهم نمود ، هر چند مردم عربستان عموما هیچ گونه نقش در سیستم حکومتی نداشته و با اعمال فشار فرقه ای - قبیله ای مواجه بودند اما شیعیانی که بیشتر در مناطق شرقیو نفت خیز عربستان سکونت داشته وبا وجود اینکه آنها بر روی بزرگترین ذخایر نفتی جهان زندگی می کنند به دلیل خشم وغضبی که وهابیان نسبت به آنها اعمال نموده اند ف این منطقه از محروم ترین نواحی عربستان باقی مانده است و این بی عدالتی روا شده در حق آنان باعث شد تا شیعیان با شهامت وقدرت خواسته های خود را از حکومت سعودی مطالبه کنند، البته این مواضع به شیعیان خلاصه نمی شد ، بلکه افراد سنی مذهب هم در مخالفت با سیاست های تبعیض آمیز وهابیان وبا شیعیان همرهی داشتند که به تسخیر مسجد الحرام در نوامبر 1979 مصداق بارزی از این نارضایتی به شمار می آید. صدها جوانی که گرد « جهیمان محمد بن سیف العتیبی » حلقه زده و وهزاران زایر را در تسخیر مسجدالحرام با خود همراه کردند با افشا گری علیه حکومت سعودی در زمینه هم پیمانی با غرب ، اسراف وتبذیر بیت المال ، فسق وفجور خاندان حاکم و بی توجهی به اصول و قوانین شریعت اسلام سعی کردند نارضایتی بخش هایی از مردم عربستان را به گوش جهانیان رسانند وبا وجود سانسور شدید خبری سرانجام معلوم شد که این شورش وقیام فرا تراز مکهبوده و دامنه آن قبیله های مختلفی از جمله : قحطان ، عتیبی و ... را فرا گرفته و در طائف ، قطیف ، بخش هایی از ریاض و ... قیام هایی در این راستا صورت گرفت هرچند با پیروزی انقلاب اسلامی اقدامات مختلفی در مخالفت با بی عدالتی های حاکم بر جامعه عربستان در بخش های شرقی این کشور از قبیل : پخش اعلامیه های مخالف ، انتشار مطالب انتقادی علیه حکومت سعودی در روزنامه ها نوشتن شعار هایی با مطالب موافق انقلاب اسلامی و مخالف آمریکا روی دیوار ها و ... انجام می شد ، اما تاثیر انقلاب اسلامی را در مناطق شیعه نشین باید در گرد همایی گروه عظیم صدها هزار نفری شیعیان(بیش از 400000 نفر) که تحریم طولانی عزاداری عاشورا را توسط حکومت سعودی شکستند ، مشاهده نمود که شیعیان ساکن در مناطق نفت خیز این کشور پایبندی خود به آموزه های تحرک آفرین عاشورا و حمایت وهواداری از انقلاب اسلامی را به نمایش گذاشتند و طی این وقایع بود که شیعیان شبه جزیره عربستان را بر آن داشت تا حقوق مذهبی - سیاسی از دست رفته خود را از حکومت مطالبه نمایند .
منبع : روزنامه صبح صادق روز دوشنبه 23 دی 1387 شماره384

تاثیر انقلاب اسلامى بر عربستان سعودى (4)
عربستان سعودى کشوری مذهبی است که قوانین آن بر پایه اسلام وهابی  است. در این کشور وهابیت نقش مهمی ایفا می کند وهیچ آیین دیگری را تحمل نمی کند. عملا تمامی وجوه رسمی سیاست کشور بر پایه آیین رسمی وهابیت اداره می شود.در هم تنیدگی وهابیت با قومیت سعودی ، به ایجاد نظامی  پاذشاهی انجامیده که در آن مذاهب دیگر اسلامی ، چه سنی و چه شیعه، جایی برای رشد ونمو ندارد.
دراین رابطه شیعیان به دلیل ضدیت خاص فرقه وهابیت با آنها و وقوع انقلاب  اسلامی بیش از دیگر فرق اسلامی تحت فشار هستند.
از نظر وهابیون، شیعیان کافر بوده و مروج شرک مى باشند. وهابیون شیعیان را مسئول سقوط خلافت اسلامى در بغداد، تهاجم مغول ها و کشتار بسیارى از علماى خود مى دانند.
اتهاماتى که دروغ بودن آنها بسیار واضح و آشکار است. بر این اساس جامعه شیعه که ٢٥ درصد جامعه عربستان را تشکیل مى
دهد و عمدتا در شرق دینى کشورسکونت دارند، جامعه اى است که ستم ها، تبعیض ها و ناروایى هاى بسیارى را تحمل کرده است. از مظاهر آشکار تبعیض عدم حضور در پست هاى رسمى حکومتى است. تاکنون هیچ وزیر یا عضو کابین سلطنتى شیعه نبوده است.
زمانى که ملک فهد دو سال ٢٠٠٥ ، مجلس شورا را از ١٢٠ نفر به ١٥٠عضو گسترش داد، تنها دو نفر از شیعیان را به اعضاى آن اضافه کرد و در کل
تعداد شیعیان در مجلس شوراى عربستان ٤ نفر است.درحالى که عربستان سعودى پیش از ٣٧٨٥ مسجد دارد و تاکنون بیش از ١٦٠٠ مسجد در سراسر دنیا ساخته است اما شیعیان عربستان حق ندارند، مسجدى براى خود بنا کنند وتاریخ ساخت معدود مساجد موجود نیز به زمان حکومت عثمان ها باز مى گردد. علاوه بر این بسیارى از مساجد و حسینیه هاى شیعیان در شهرهاى مختلف شیعه نشین تخریب شده و شیعیان خانه هاى خود را به صورت مخفى به مسجد یا حسینیه تبدیل کرده اند.مساجد شیعیان در صورت انجام مراسم مذهبى توسط نیروى امنیتى عربستان بسته مى شود و شیعیان حق ندارند، در شهرهاى خود، مراسم خاص خود را برگزار کنند.شیعه ستیزى از برنامه هاى اساسى وهابیت در عربستان است اما با این وجود شیعیان این کشور به شدت تحت تاثیر انقلاب اسلامى هستند.با وجود اینکه به شکل قانونى، سازمان هاى سیاسى شیعى در عربستان فعالیت ندارند، اما طى 3-4دهه اخیر تعدادى سازمان و شبکه های غیررسمى شیعى تشکیل شده اند که مطالبات شیعیان را دنبال مى کنند. از جمله این سازمان ها می توان «سازمان انقلاب اسلامى جزیره العرب » ، «حزب الله عربستان سعودى » و جامعه علماى حجاز اشاره داشت.
سازمان انقلاب اسلامى جزیرهالعرب (حرکت اصلاح اسلامى شیعه) در سال ١٩٧٠ در نتیجه مبارزات شیعیان عربستان شکل گرفت و پس از چند سال فعالیتغیررسمى، در نیمه دوم دهه ١٩٧٠ فعالیت خود را رسما علنى نمود. این سازمان معتقد است که باید با دو خطر جدى که فرهنگ اسلامى عربستان را تهدید مى کند مبارزه کرد وآن فرهنگ لیبرال دموکراسى آمریکایى و فرهنگ ارتجاعى وهابیت است که تحت پوشش اسلام بر مردم تحمیل مى شود.حزب الله عربستان سعودى نیز که دومین گروه مهم سیاسى شیعیان در عربستان است به پیروى از خط حضرت امام خمینى (ره) در سال ١٩٨٧ توسط چند نفر از روحانیون برجسته شیعى از جمله شیخهاشم شکوس، شیخ عبدالرحمن الجمیل و تاسیس شد.حزب الله عربستان نیزسازمانى سیاسى — مذهبى است که از اصل ولایت فقیه پیروى مى کند و رهنمودهاى حضرت امام (ره) و طى سالهاى اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامى را در مبارزات ود مدنظر قرار داده است.با این وصف مشخص است که علیرغم محدودیت ها و تنگناهایى که جامعه وهابى براى شیعیان ایجاد کرده اند، انقلاب اسلامى توانسته است در جامعه اسلامى عربستان سعودى حرکتهاى خودجوشى را ایجاد نماید.

منبع : روز نامه صبح صادق دوشنبه ١٦ دى ١٣٨٧ شماره383


پیوند آمریکا و حکومت عربستان سعودى سالها متاثر از معادله« نفت و امنیت »بود. این کشور به عنوان ستون مالى استراتژى دو ستونى نیکسون در کنار ستون هاى نظامى(رژیم پهلوى)ایفاى نقش مى کرد. با اضمحلال رژیم فاسد پهلوى و طلیعه انقلاب اسلامى و نظام برخاسته از آن اهمیت عربستان در معادلات جدید آمریکا افزایش یافت. از سوى دیگر، جامعه عربستان به ویژه در بخش هایى از مردم مسلمان این کشور و به صورت خاص شیعیان متاثر از آموزه هاى انقلاب اسلامى شرایط جدیدى را به نمایش گذاشتند. جامعه عربستان یک جامعه سنتى است و از تبعیض شدید طبقانى رنج مى برد.
طبقه مرفه و اشرافى (وابستگان حکومتى) نقشهاى اصلى و کلیدى را در سیاست، تجارت و صنعت عربستان به عهده دارند و جزو طبقه ممتازمحسوب مى شوند و از طرفى مردم محروم، زحمتکش، بى سواد و... در این کشور وجود دارند که هیچ گونه نقشى در سیستم حکومتى ندارند و به تبع آن مشارکت سیاسى نیز از ناحیه آنها صورت نمى گیرد. مشکلات ناشى از تبعیض طبقاتى زمانى اهمیت پیدا مى کند که به واقعیت هایى چون: وجود ذخایر عظیم نفتى در بخش هایى از عربستان که شیعیان در آن سکونت دارند و آنها به دلیل سیاست هاى تبعیض آمیز مذهبى در شرایط اجتماعى -اقتصادى نامناسبى قرار دارندبا وجود این که بخش اعظم کارهاى اجرایى نفت را که سرنوشت حکومت سعودى را رقم مى زند در اختیار شیعیان است  و حضور بیش از ٤ میلیون نیروى کار غیرعربستانى دراین کشور توجه شود. بر این اساس تبعیض بسیار وسیع و یا شدت مذهبى وتبعیض اقتصادى معیشتى متاثر از سیاست ها، رویکردها و برنامه هاى حکومت قبیله اى مبتنى بر وهابیت زمینه هاى ویژه ای را در مورد چگونگى روابط و تعامل دولتمردان و توده هاى  مردمى در عربستان به وجود آورد.
 در عربستان  سعودى فعالیت احزاب، دستجات و گروههاى سیاسى ممنوع بوده و هر گونه انتقاد از سازمان دولتى و دولتمردان جرم تلقى مى شود و براساس قانون امنیت ملى که در ١٩٦٥ صادر شده است مجازات هاى سنگینى براى کسانى که با سیاست هاى رسمى حکومت مخالفت نمایند در نظر گرفته شده است. بنابراین، ایجاد تشکل ها و گروههاى سیاسى عموما به صورت مخفى و پنهانى  یا در تبعید سازمان یافته اند. این سازمان ها وجنبش ها در عربستان در بعد اعتقادى به گروه ها و جنبش هاى سلفى، گروه ها و جنبش هاى چپ گرا، جنبش ها و جریانات  روشنفکر و همچنین گروه ها و جنبش هاى شیعى تقسیم مى شوند که این گروه ها برنامه هاى مختلفى را در سطوح مختلف از فعالیت فرهنگى -تبلیغاتى گرفته تا اقدامات مسلحانه را در دستور کار خود قرار داده اند. هر چند سازمان ها و جنبش هاى مختلف در عربستان در دو دهه قبل از پیروزى انقلاب اسلامى در این کشور فعالیت هاى خود را شروع نموده بودند، اما با پیروزى انقلاب اسلامى از یکسو حکومت سعودى براى کاستن از اثرات انقلاب
اسلامى بر جامعه عربستان دست به اقدامات پر هزینه اى زد و از دیگر سو بخش هایى از مردم عربستان به دلیل بى عدالتى هاى اعمال شده بر آنها توسط حکومت و تحت تاثیر آموزه هاى انسانى — اسلامى انقلاب اسلامى براى احقاق حقوق خود با شیوه های مختلف نارضایتى خود را نسبت به وضع اعادلانه و تبعیض آمیز اعلام نمودند.
 
منبع:   روزنامه صبح صادق دوشنبه 9 دی 1387 شماره 382
 دکتر عباسعلى فرزندى اردکانى

تاثیر انقلاب اسلامى بر عربستان سعودى ( ٢)
موقعیت ژئوپلیتیکى، ژئواکونومیک و ژئوکالچرال عربستان موجب شده است که قدرت هاى جهانى براى نفوذ و تسلط بر افکار عمومى و ساختار حکومت دراین کشور طراحى، برنامه ریزى و اقدامات ویژه اى داشته باشند که شکل دهى جریان وهابیت و برپایى حکومت سعودى و تاسیس پادشاهى عربستان سعودى با حمایت انگلستان را مى توان در این راستا تحلیل نمود. عربستان کنونى به دلیل ماهیت پایه گذار و موسس آن (آل سعود) از ابتدا سیاستى را دنبال کرده تا قبایل معروف و متنفذساکن در این کشور به شکلى به خانواده آل سعود وابسته باشند. در همین راستا خاندان آل سعود با آل شیخ، موسس وهابیت پیوندهاى خانوادگى (ازطریق ازدواج) برقرار نموده و پادشاه مراکز قدرت را با محوریت خاندان آل سعود بین شخصیت هاى بانفوذ قبایل تقسیم مى نماید تا همواره قدرت اصلى در دست آل سعود باقى مانده و از حمایت مذهبى آل شیخ نیز برخوردار باشند. این در هم تنیدگى ساختار سیاسى — مذهبى حکومت عربستان باعث شده تاانسجام سیاسى این کشور حفظ شود. پس از جنگ جهانى دوم و افول قدرت انگلستان و جایگزینى آمریکا بر مناطق تحت نفوذ انگلستان این پیوند و تعامل بین حکام سعودى و آمریکا برقرار و ادامه یافته است، هر چند روابط آمریکاو عربستان در برهه هاى زمانى و دوره هاى مختلف با فراز و فرودهاى نسبى  همراه بوده است، ولى در مجموع عربستان همواره به عنوان یکى ازمحورى ترین متحدین آمریکا در منطقه مورد توجه بوده است. آمریکا پس از انگلیس با شروع بهره بردارى از نفت در ١٩٣٠ ، وارد عربستان شده و با در نظر گرفتن عوامل متعددى چون موقعیت ژئوپلیتیک عربستان و نقش آفرینى آن در جهان اسلام و نیز منابع انرژى این کشور پیوند خود را با هیئت حاکمه عربستان تقویت نمود.از میان عوامل مذکور، نفت و انرژى براى ایالات متحده آمریکا در ازاى حفظ ساختار حکومت سعودى در چارچوب معادله«نفت در برابر امنیت»از اهمیت ویژه برخوردار بوده است. انتقال نفت از عربستان ودیگر کشورهاى حوزه خلیج فارس براى آمریکا و رفع نگرانى هاى امنیتى براى  در دولتمردان سعودى، دو کشور را در حوزه امنیتى و اقتصادى به هم نزدیک و روابط دو کشور را تقویت نموده است. بررسى هانشان مى دهد  که دولتمردان آمریکا از جنگ جهانى دوم تاکنون دسترسى به نفت عربستان و محروم ساختن رقباى خود از تسلط بر آن راجزو منافع حیاتى خود قلمداد نموده اند و دولتمردان سعودى نیز به لحاظ امنیتى وابستگى زیادى به آمریکا پیدا کرده اند سعودى ها در ٦ دهه اخیر آمریکا را ضامن امنیت خود در منطقه فرض نموده اند و در مقابل آمریکایى ها نیز عربستان را به عنوان ستون استراتژى خود در خاورمیانه و خلیج فارس موردتوجه و حمایت قرار داده اند.با این که سران سعودى در خصوص سیاست های آمریکا در مورد منازعه اعراب و رژیم اسرائیل رضایت نداشتند اما در دوران جنگ سرد متاثر از معادله « نفت و امنیت » به عنوان یکى از محورى ترین متحدان استراتژیک آمریکا در منطقه ایفاى نقش نموده و درسیاست دو ستونى نیکسون براى مدیریت تحولات منطقه اى، این کشور نقش ستون مالى را در کنار رژیم پهلوى به عنوان ستون نظامى ایفا مى کرده است.با پیروزى انقلاب اسلامى و حذف یکى از ستون هاى اصلى استراتژى آمریکا در منطقه،اهمیت عربستان براى آمریکا مضاعفشد به گونه اى که این کشوره عنوان محور سیاست « نفت و امنیت » بالاتر از محدوده معادله اى آمریکا مورد توجه قرار گرفت.
منبع روزنامه صبح صادق دوشنبه ٢ دی ١٣٨٧ - شماره 381

تاثیر انقلاب اسلامى بر عربستان سعودى(1)
در میان کشورهاى اسلامى، شناخت جایگاه عربستان درمنطقه، جهان اسلام و در تعامل با انقلاب اسلامى به دلیل ویژگى هاى تاریخى، فرهنگى و ژئوپلیتیکى ویژه ای که دارد بسیار ضرورى و با اهمیت است. عربستان مرکز گسترش زمین، محل هبوط آدم و حوا،سرزمین برپایى کعبه و جوشش چشمه توحید و گسترش نداى توحیدىحضرت ابراهیم، پرچمدار یگانه پرستى، محل طلوع تابناک و حیات بخش اسلام، زادگاه خاتم انبیا حضرت محمد (ص) و اهل بیت طاهرین آن پیامبر اعظم (ع)، محل وقوع و شکل گیرى تاریخ پرافتخار و سراسر درس و عبرت صدر اسلام و...و در نهایت محل برگزارى همایش  بى نظیر وبین المللى سالانه مسلمانان جهان در  مراسم حج است که همه روزه مسلمانان در اقصى نقاط جهان به سوى کعبه به نمازمى ایستند و میلیون ها نفر از آنها که توفیق پیدا مى کنندبا قلبى مالامال از عشق، معنویت و با همه وجود به آن سرزمین عزیمت مى کنند. ازنتایج ناشى از سوز و گداز مناسک عبادى — سیاسى آن به انتظار توفیق مجدد حضور دوران سپرى مى کنند. سرزمین و فضاى نورانى مکه و مدینه به عنوان محل نزول وحى و ارتباط آسمان و زمین همواره شاهد فریادنیایش هاى عارفانه و برخاسته از عمق جان مسلمانانى است که با وحدت ظاهرى و باطنى هم سو، هم جهت و هم راستا مى شوند تا وحدت امت اسلامى را در مکان و زمان معینى به نمایش بگذارند، بر این اساس سرزمین عربستان به عنوان کهن ترین بلکه اولین نقطه پیدایش کره خاکى، خاستگاه حضرت ابراهیم (ع) به عنوان پرچمدار توحید، برپایى خانه خدا و مردم در این سرزمین، تشکیل حکومت نبوى و پیوند روزانه همه خداپرستان با این سرزمین و اعتقادات، آموزه ها و ارزش هاى ناشى از دین جهانى و خاتم گسترش یافته ازاین مرکز هدایت گر داراى چنان اهمیتى است که هیچ سرزمین دیگرى قابل مقایسه باآن نیست، اما این سرزمین و کشور با اهمیت فراز و فرودهایى را در زمینه ایفاى نقش نسبت به سرنوشت مسلمانان شاهد بوده و می باشد.
هر چند سرزمین عربستان مرکز جهان اسلام بوده و مکه و مدینه در تثبیت و ماندگارى اعتقادات واحد مسلمان ها در طول تاریخ نقش کانونى داشته اما تحولات سیاسى دراین سرزمین به ویژه ظهور فرقه وهابیت از قرن نوزدهم سرنوشت این سرزمین را دچار تغییراتى نموده است و با برنامه ریزی ها و حمایت انگلستان بعد از جنگ جهانى اول شکل گیری عربستان سعودى در سال ١٩٢٦ و اعلام رسمى آن در ١٩٣٢ با ایدئولوژى وهابیت شرایط خاصى را پیش روى امت اسلامى قرار داده است. کشور کنونى عربستان علاوه بر سابقه تاریخى و فرهنگى منحصر به فرد به دلیل برخوردارى از وسعت زیاد (مساحتى حدود٢٢٤٠٠٠٠ کیلومتر مربع) یکى از کشورهاى قاره آسیا و واقع شدن در منطقه استراتژیک اى در منطقه،خاورمیانه و وجود بزرگترین منابع و مخازن انرژى در آن داراى اهمیت ویژه جهان اسلام و در سطح جهانى است. جمعیت این کشور در سال ٢٠٠٦ در حدود ٢٧میلیون برآورد شده که حدود ٧ میلیون نفر آن اتباع بیگانه مقیم عربستان هستند. حدود ٨٥ درصد سعودها از نظر قومى عرب هستندو حدود ١٢ درصد از جنوب آسیا یا نسل هاى جنوب آسیایى (هندى ها،بنگلادشى ها، پاکستانى ها) هستند. جمعیت بیش از ٧ میلیونى مهاجرى که در عربستان وجود دارند شامل:1.4میلیون هندى(یک وچهاردهم میلیون)،یک میلیون بنگلادشى ،٩٥٠ هزار فیلیپینى، 900هزار پاکستانى،900هزار مصرى،٨٠٠هزار یمنی،٥٠٠هزار اندونزیایى،٣٥٠هزار سریلانکایى،  ٢٥٠هزار سودانى،100هزارسورى،80هزارترک،ده هزار افغانى و حدود100هزار غربی هستند.
جمعیت این کشور عموما مسلمان و اکثر آنها سنى مذهب هستند که عمده آن به دلیل شرایط پیوند تئوریسین هاى فرقه وهابى و ساختار حکومت پیرو وهابیت و سلفى گرى هستند و جمعیت شیعى این کشور بیش از ٢٥ درصد برآورد مى شود که اغلب آنها در استان هاى شرقى، در حاشیه خلیج فارس،استان هاى جنوب غربى و همچنین مدینه منوره زندگى مى کنند. تحمیل اندیشه وهابیت از یک سو توسط حاملان اعتقادات متعصب و متحجر سلفى و حضور دولتمردان برخوردار از حمایت قدرت هاى استعمارگر چون انگلیس و آمریکا در حدود یک قرن از دیگر سو باعث شده است تا نقش کشور عربستان در تعامل با جهان اسلام و کشورهاى سلطه گر بسیار با اهمیت باشد.
منبع روزنامه صیح صادق دوشنبه ٢٥ آذر ١٣٨٧ - شماره 380
X