معرفی وبلاگ
صفحه ها
دسته
پایگاه های مهم
سخن روز
دوستان وبلاگی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 258123
تعداد نوشته ها : 151
تعداد نظرات : 62
Rss
طراح قالب
GraphistThem272

1ـ مظلومیت تاریخی زن که با ظهور اسلام، آموزه‏های زندگی‏بخش آن و اقدامات حمایتگرانه رسول خدا(ص) رو به سوی دگرگونی و بهبود می‏رفت، متأسفانه با رحلت آن حضرت و خانه‏نشینی اهل بیت علیهم‏السلام تداوم یافت و آرا و نظریه‏های تحقیرکننده زن در قالب حدیث و نقل، توسط جاعلان و حدیث‏پردازان نشر یافت.
اهل بیت علیهم‏السلام و عالمان روشن‏ضمیر در طول تاریخ از حقوق انسانی زن دفاع کردند ولی هجمه و یورش ستمگرانه منحرفان چنان فراگیر و
گسترده بود که بر دفاع رهبران دینی غلبه یافت و زن همچنان تحقیرشده و مظلوم باقی ماند.
2ـ در عصر اخیر، زن مسلمان از دو سو مورد ستم واقع شد. از یک سو، متحجران خشونت‏طلب حضور اجتماعی زن را خلاف شرع قلمداد
می‏کردند و خواهان خانه‏نشینی کامل زن بودند؛ از دیگر سو، مدعیان دفاع از آزادی و برابری زن، او را به حضور بی‏باکانه و پرده‏درانه دعوت می‏کردند، چنان که نفی قید و بندهای حیا، عفت و دینداری را برای به دست آوردن آزادی و برابری لازم شمردند! این دو باور و پنداشت متأسفانه مانند دو لبه قیچی، در عین ناهمگونی ظاهری، در دور کردن زنان از اسلام و دینداری و معنویت، متحد و همداستان بودند.
پیش از انقلاب، رژیم ستمشاهی در ایران پرچم دفاع از حقوق و آزادی زنان را برافراشته، کشف حجاب و نفی حیا، عفت و دینداری را اولین
اقدام برای رساندن زنان به حقوق خود قرار داد. برخی دینمداران که تصوّر درستی از دین و ارزش‏های دینی نداشتند نیز در جهت مقابل، زنان را به پرده‏نشینی و دوری از حضور اجتماعی دعوت کرده، آنان را شایسته تصدی مسئولیت، مشاوره دادن، انتخاب کردن و انتخاب شدن نمی‏دانستند.
در این اوضاع امام خمینی(قدس‏سره) پرچم انقلابی را برافراشت که در صدد برپایی قسط و عدل و زدودن ستم از همه اقشار از جمله نفی
ستم بر قشر زن بود. افکار ناب، استوار، منطقی و روشنگر امام در همه زمینه‏ها از جمله در مورد حقوق و شخصیت زن چنان جذاب بود که همه اقشار از جمله زنان بدان جلب شدند و در صحنه‏های جهاد و مبارزه و تظاهرات میلیونی علیه رژیم شرکت کردند، نیز با حضور خود دست رد به سینه فرهنگ جاهلی طاغوت و افکار متحجران زدند.
3ـ دستیابی بر حقوق زنان از برنامه‏های مهم امام و انقلاب پس از پیروزی بود. ابتدا این مهم در مجلس خبرگان قانون اساسی جلوه نمود.

اصل بیستم قانون اساسی چنین تصویب شد:
«همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت
موازین اسلام برخوردارند.»
قانون اساسی توسط خبرگانی تصویب شد که بسیاری از آنان شاگردان و پرورش‏یافتگان محضر و مکتب امام بودند، به همین جهت افکار
تحجرگرایانه یا غرب‏نمایانه نتوانست در آن مجلس جایگاهی بیابد و کاری از پیش ببرد.
به عنوان نمونه هنگام تصویب اصل 115 مربوط به شرایط ریاست‏جمهوری به عنوان دومین مقام رسمی کشور ـ بعد از رهبری ـ بعضی از
خبرگان معتقد بودند که باید تصریح شود رئیس‏جمهوری از مردان انتخاب گردد. در مقابل عده‏ای دیگر این قید را لازم نمی‏دانستند و تصدی این پست توسط زنان از نظر آنان اشکال شرعی نداشت. خانم منیره گرجی تنها نماینده زن مجلس خبرگان استدلال کرد که منصب ریاست‏جمهوری با وجود ولی فقیه در رأس هرم حکومت، امامت محسوب نمی‏شود تا برای زنان ممنوع باشد. در نهایت در آن جلسه ابتدا اصل مذکور بدون تصریح بر این قید به صورت زیر تصویب شد:
«رئیس‏جمهور باید ایرانی‏الاصل، تابع ایران، دارای مذهب رسمی کشور و مروّج آن، مؤمن به مبانی نظام جمهوری اسلامی ایران و دارای حسن
سابقه و امانت و تقوا باشد.(1)»
گرچه در مشروح مذاکرات از مخالفت با حذف قید «بودن از مردان» چیزی ثبت نشده ولی ظاهرا مورد اعتراض بعضی از نمایندگان واقع شد
به طوری که یکی از خبرگان در حال خروج از آن جلسه معترضانه می‏گوید: معلوم می‏شود این مجلس احکام مسلّم اسلام را هم قبول ندارد.(2)
ظاهرا به خاطر همین مخالفت‏ها در تصویب نهایی در جلسه عصر همان روز اصل مذکور به صورت زیر به تصویب نهایی می‏رسد:
«رئیس‏جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد: ایرانی‏الاصل، تابع ایران، مدیر، مدبّر، دارای
حسن سابقه و امانت و تقوا، مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور.(3)»
4ـ تصویب اصل 115 به صورت بالا نشان از پیشرفت چشمگیر افکار ناب و روشنگر امام در برابر دیگر نظریات دارد. اما در همان زمان
بزرگانی به نمایندگان محترم مجلس خبرگان رهنمود علمی می‏دهند که از نظر اسلام ورود زنان به عنوان نماینده به مجلس شورای اسلامی مشروعیت ندارد زیرا یا نمایندگی از باب ولایت است که آنان ولایت ندارند یا از باب مشورت که اخبار نهی‏کننده از مشورت با زنان در امور سیاسی ـ ولایی آنان را شایسته این منصب نمی‏شمارد.(4) در چنین فضایی نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی حتی در مورد منصب ریاست‏جمهوری بر ممنوع بودن تصدی آن توسط زنان اتفاق نمی‏کنند و با آوردن واژه «رجال مذهبی و سیاسی» مطلب را اجمالاً مطرح می‏کنند و دفتر بحث در این مورد را باز نگه می‏دارند تا در آینده با بحث‏های عمیق‏تر نظری و پیدا شدن زمینه‏های اجتماعی، بتوان تکلیف آن را روشن کرد. شهید بهشتی نایب رئیس مجلس خبرگان پس از تدوین این قانون می‏گوید:
«در اینکه خانم‏ها می‏توانند رئیس‏جمهور باشند یا خیر، در میان فقها، چه در میان مراجع و چه در میان فقیهان مجلس خبرگان، نظر یکسانی وجود
نداشت. عده‏ای آن را منطبق با موازین اسلام می‏دانستند و عده‏ای نمی‏دانستند. قانون اساسی ناچار بود مطابق با رأی اکثریت دو سوم کل نمایندگان، که تقریبا به صورت معدل نمایشگر رأی اکثریت دو سوم مردم ما باشند، تنظیم شود تا پشتوانه اسلامی و اعتقادی و دینی آن محکم باشد و چون رأی نیاورد، متن به صورتی تنظیم شد که ان شاءاللّه‏ در آینده اگر این بینشی که می‏تواند گسترده‏تر شود حمایت دو سوم مردم را به دست آورَد، آن وقت راه برای این منظور هموار شود. دقت بفرمایید خواهران! شما می‏دانید که عملاً و برای مدت طولانی، جامعه ما وقتی می‏خواهد رأی بدهد و انتخاب بکند، به آن مرحله‏ای که خواهری برای تصدی این گونه سمت‏ها فرصت و رأی کافی را به دست بیاورد نمی‏رسد. این مسئله‏ای است که از نظر زمان با آن روبه‏رو خواهیم بود. این بود که اصل به این صورت تنظیم شد. ابتدا اصل را طوری تنظیم کرده بودند که صریحا می‏خواست بگوید از نظر اسلامی بانوان نمی‏توانند رئیس‏جمهوری شوند که این رأی نیاورد، چون آرای مخالف حتی از فقهای حاضر در جلسه زیاد بود. بنابراین به این صورت در آمد که قانون اساسی به بن‏بست کشیده نشود ولی معلوم باشد که این مسئله در روند زمان باید همچنان مورد توجه قرار بگیرد و همه خواهران و برادران به این اهمیت بدهید که قانون اساسی شما قانونی باشد که لااقل از طرف دو سوم مردم‏تان مورد حمایت قرار گرفته باشد. این خیلی مهم‏تر است.
این مطلب را کمی توضیح می‏دهم. سنت، بیانگر قرآن است. سنت، باطل‏کننده قرآن نیست ولی بیانگر قرآن است. در قرآن کریم آیه‏ای که
با صراحت امکان ریاست‏جمهوری یک زن را نفی کند نداریم. به همین دلیل برخی از صاحب‏نظران فقیه در مجلس هم این مطلب را نمی‏پذیرفتند. چند روایت داریم که مفاد آنها فرمانروایی و زمامداری را از زن سلب می‏کند. منتها این روایات ضد قرآن نیست تا یکباره در باره آنها تصمیم بگیرند و بگویند آنها را کنار بگذاریم. در قرآن این مسئله نه نفی و نه اثبات می‏شود، یعنی نه در قرآن آیه‏ای هست که با صراحت و دلالت کافی بگوید که زن نمی‏تواند زمامدار باشد و نه در قرآن آیه‏ای هست که با صراحت بگوید زن می‏تواند زمامدار باشد. اگر در قرآن آیه صریحی داشتیم که می‏گفت و تصریح می‏کرد که زن می‏تواند زمامدار باشد، آن وقت احادیث از اعتبار می‏افتاد. حدیث مخالف قرآن، اعتباری ندارد. ولی وقتی در باره مسئله‏ای در قرآن با صراحت بحثی نمی‏شود آن وقت نوبت به روشنگریِ سنّت می‏رسد.
دقت بفرمایید! ما می‏گوییم در جامعه زن و مرد وجود دارد. مسلّما، و نه منحصرا، مرد می‏تواند این سمت را بپذیرد. برای پذیرش او نه
در کتاب منعی هست و نه در سنت. به این ترتیب قدر مسلّم این است که مرد می‏تواند این کار را بکند. آنچه در آن سؤال هست این است که آیا زن مسلمان هم می‏تواند رئیس‏جمهور باشد یا خیر؟ چرا این سؤال وجود دارد؟ به دلیل این روایات. قرآن نفی‏کننده آن نیست. در قرآن نسبت به این قسمت، نه راجع به مرد و نه راجع به زن، نصّی وجود ندارد. در باره نفی زمامداری مرد مطلبی نیست و بنابراین تکلیف مرد روشن می‏شود. اما راجع به زن، چون بعضی از روایات هست، یک سؤال و یک ابهام به وجود می‏آید که باید آن را فقیهانه روشن کرد نه با احساسات، که ان شاءاللّه‏ در آینده برای شورای فقها مسئله حل می‏شود. برای خود من دلایلی که در روایات آورده می‏شود که زن نمی‏تواند زمامدار و رئیس‏جمهور باشد کافی نیست و هیچ وقت هم کافی نبوده است. از ابتدا که در این مسئله به صورت بررسی اجتهادی تحقیق کردم، دلایل برایم غیر کافی بوده است، ولی تا این نظر به صورت گسترده مورد قبول تحقیقیِ دو سوم آرای ملت و فقهای ملت در نیاید و مورد قبول قرار نگیرد برای آن شتابزدگی نکنید.
بنابراین عرض من این است که قانون اساسی فعلی آن قدرِ مسلّم را گفته است، یعنی رجال مذهبی می‏توانند زمامدار باشند و فعلاً راجع به زنان
مسئله را مسکوت گذاشته تا وقتی که زمینه فقاهتی گسترده آن به صورت روشن آماده شود. در آن موقع می‏توان این را مطرح کرد و به تصویب رساند و به آن مرحله رسید.»(5)
5ـ انقلاب اسلامی بسیاری از حقوق فراموش‏شده زنان را بدانان برگرداند به طوری که حتی اوایل انقلاب جایگاه اجتماعی زنان و بهبودی که در
وضعیت حقوقی ـ اجتماعی آنان ایجاد شده نیز در فکر و ذهن دینداران و جامعه دینی حاصل گشته بود، برای همه حیرت‏زا بود. شهید هاشمی‏نژاد از نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی در یکی از نطق‏های خود در آن مجلس اظهار داشت:
«تردیدی نیست که انقلاب ما یکی از اثرات عمیقی که در سراسر زندگی ملت باقی گذاشت در رابطه با زن در جامعه ما بود. ما هنوز یادمان
نرفته است که دو سال یا سه سال قبل حقوق مسلّم شرعی که زنان بافضیلت و باتقوا و مسلمان و متعهدمان در این مملکت وجود داشت، بعضی از افرادی در این کشور بودند که از دادن چنین حقوق و امتیازی که حق مسلّم آنها بود، از دادن آن حقوق برای خواهران‏مان امتناع ورزیدند، ولی این انقلاب آن چنان توانست راه را برای استفاده خواهران جهت رسیدن به حقوق مشروع‏شان باز کند که در مرحله‏ای قرار گرفته‏اند که برای ما در گذشته قابل تصور نبود.»(6)
6ـ تعالی و رشد جایگاه زنان در انقلاب اسلامی، برخاسته از دو عامل بود:
اوّل ـ افکار روشن، ناب و دور از تحجر و التقاط امام(قدس‏سره)؛
دوم ـ کوشش پی‏گیر زنان که با کسب توانایی‏های علمی، فکری، سیاسی و فرهنگی توانستند در عین حفظ عفت، دینداری و کرامت خویش، نقش
سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود را نیز به خوبی انجام دهند، چنان که شایستگی خود را برای همسان، همرزم و همدوش بودن با مردان به اثبات برسانند. امروز نیز زنان جامعه باید با کسب توانایی‏های لازم و با حضور موفق و توانمند، زمینه‏های ترقی و تعالی را فراهم کنند.
اگر حضور زنان در صحنه‏های مختلف سیاسی، علمی، فرهنگی و اجتماعی، همراه با موفقیت باشد، به طور طبیعی با اقبال و پذیرش عمومی
روبه‏رو می‏گردد، در غیر این صورت زمینه‏های مناسب به وجود آمده از آنان گرفته خواهد شد و عرصه بر آنها تنگ خواهد گشت.
7ـ در نیم قرن اخیر، خرداد ماه برای مردم ایران ماه حماسه، جهاد، مبارزه، حضور و پیروزی بوده است. در نیمه خرداد 42 پس از سخنرانی حماسی و کوبنده امام علیه دستگاه حاکمه پهلوی و دستگیری ایشان، مردم مسلمان و مؤمن در حمایت از رهبر و مرجع خویش و
اعتراض به دستگیری ایشان، به خیابان‏ها ریختند، سپس اولین درگیری وسیع، جدی و شدید بین ملت و رژیم ستمشاهی شکل گرفت که گرچه با سرکوب خونین پایان یافت، ولی طلیعه انقلابی عظیم و پیروزی شگرف گشت.
عروج بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران در چهاردهم خرداد 1368 اتفاق عظیم دیگری بود که نیمه خرداد را برای همیشه ایام اندوه و غم
ساخت.
اما در دوم خرداد سال 1376 انتخاباتی عظیم توسط ملت ایران صورت گرفت که رهبر معظم انقلاب از آن به «حماسه» تعبیر کرد. در این
حرکت حماسی و دشمن‏خردکن، مردم ایران با حضور 30 میلیونی در هفتمین انتخابات ریاست‏جمهوری، علاقه‏مندی و پشتیبانی قاطع و کم‏نظیر خود را از جمهوری اسلامی به منصه ظهور گذاشت و امیدهای واهی دشمنان را به یأس و دلمردگی بدل ساخت. زنان نیز با حضور گسترده خود در ساختن این حماسه نقش آشکار داشتند.
8ـ اینک در آستانه 27 خرداد سال 84، چشم‏انتظار خلق حماسه‏ای دیگر توسط مردم ایران هستیم. چشمان منتظر میلیون‏ها امیدوار به نظام جمهوری اسلامی به حضور گسترده مردم در پای صندوق‏های رأی بسته شده تا با
حضور حماسی خود بار دیگر یأس و دلمردگی را بر دل‏های ناکام دشمنان فرو ریزند و روشنایی چشم دوستان گردند. در این میان حضور چشمگیر زنان و جوانان همچنان می‏تواند آفریننده دوم خرداد دیگری باشد.
9ـ یادآوری تأکیدهای مکرر امام راحل مبنی بر ضرورت شرکت همه اقشار از جمله زنان در انتخابات، در این گفتار مناسب است. برخی از
قسمت‏های بیانات ایشان به شرح زیر است:
«وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخاب رئیس‏جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان
برای تعیین رهبری یا شورای رهبری در صحنه باشند.»(7)
«روز سرنوشت‏سازی است، می‏خواهید زمام کشور را به یک کسی بدهید که مؤثر در مقدرات کشور شما باشد. سهل‏انگاری نکنید و به پای
صندوق‏های رأی بروید و با هم اجتماع کنید و کسی که لایق برای این مقام است [انتخاب کنید.].»(8)
«فردا [روز رأی‏گیری] همه ملت بی‏استثنا به پای صندوق‏ها بروند، بی‏اعتنایی نکنند به یک مطلبی که کشور آنها به آن احتیاج دارد،
سرنوشت ملت و اسلام به آن بسته [است.] ... تا اینکه ان شاءاللّه‏ یک رأی کافی تحقق پیدا کند و ما سرشکسته نشویم و به اینکه ملت اعتنایی به این مسائل ندارد، اعتنایی به سرنوشت خودش و سرنوشت اسلام ندارد.»(9)
امام می‏افزایند:
«برای هر فردی از افراد این ملت تکلیف است که حفظ کند اسلام را. ... در قضیه رئیس‏جمهور، تعیین رئیس‏جمهور، یکی از چیزهایی
است که بر همه مسلمان‏های ایران، بر همه مکلف‏های ایران واجب است که بر این امر دخالت داشته باشند. اگر دخالت نکنند و یک صدمه‏ای به اسلام برسد، هر یک یک ما در محکمه عدل الهی مسئول هستیم.»(10)
«تکلیفی که به همه ملت متوجه است، به زن و مرد و آن کسی که به حد رأی دادن قانونی رسیده، واجب است که در پای صندوق‏های تعیین
رئیس‏جمهور حاضر بشوند و رأی بدهند.»(11)
هم او فرمود:
«زن‏ها هم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند. زن‏ها هم باید در فعالیت‏های اجتماعی و سیاسی همدوش مردها باشند البته با حفظ آن چیزی
که اسلام فرموده است که بحمداللّه‏ امروز در ایران جاری است.»(12)
«همان طور که بارها گفته‏ام مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیّم ندارند و هیچ فرد یا گروه و دسته‏ای حق تحمیل فرد یا افرادی را به مردم
ندارند. جامعه اسلامی ایران که با درایت و رشد سیاسی خود جمهوری اسلامی و ارزش‏های والای آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفته‏اند و به این بیعت و این پیمان بزرگ وفادار مانده‏اند، مسلّم قدرت تشخیص و انتخاب کاندیدای اصلح را دارند. البته مشورت در کارها از دستورات اسلامی است و مردم با متعهدین و معتمدین خویش مشورت می‏نمایند و افراد و گروهها و روحانیون در حد تذکرات قبلی در حوزه خود می‏توانند کاندیدا معرفی نمایند، ولی هیچ کس نباید توقع داشته باشد که دیگران اظهارنظر و اظهار وجود نکنند.»(13)
پی‏نوشتها: ــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی، ج3، ص1772.
2 ـ همان.
3 ـ اصل 115 قانون اساسی.
4 ـ ر.ک، رساله بدیعه، محمدحسین حسینی طهرانی، ص217 ـ 215.
5 ـ مبانی نظری قانون اساسی، شهید دکتر بهشتی، بنیاد نشر آثار و اندیشه‏های شهید بهشتی، ص36 ـ 33.
6 ـ مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی، ج3، ص1815.
7 ـ وصیت‏نامه سیاسی ـ الهی امام.
8 ـ صحیفه نور، ج11، ص85.
9 ـ همان، ص248.
10 ـ همان، ج15، ص60 ـ 58.
11 ـ همان، ص67.
12 ـ همان، ج18، ص263.
13 ـ همان، ج20، ص193.
احمد حیدری
منبع تبیان زنجان


دسته ها :
پنج شنبه سی یکم 2 1388
X